زمینلرزه یا زلزله لرزش و جنبش زمین است که به علّت آزاد شدن انرژی ناشی از گسیختهگی سریع در گسلهای پوستهٔ زمین در مدّتی کوتاه روی میدهد. دلیل اصلی وقوع زلزله را میتوان افزایش فشار بیش از حد داخل سنگها و طبقات درونی زمین بیان نمود. این فشار به حدی است که در سنگ گسستگی […]
داستان پسر ایرانی که اشتباها به افغانستان رد مرز شد
صاحب این عکس، نامش ‘حامد’ است و ۱۷ سال سن دارد. حامد ‘ایرانی’ است و ضمن برخی معلولیتهای جسمی ‘گُنگ’ است و مشکل شنوایی دارد. روز بیستودوم ماه عقرب سال جاری، زمانیکه این نوجوان سوار موتور سایکل بوده، از شهر خرمآباد ایران جهت زیارت ‘امام رضا’ به شهر مشهد میرود، پولیس او را به دلیل […]
هوتل «بخور نخور» کجاست؟
دوستی در فیسبوک پرسیده بود که «روستای بخور نخور» کجاست؟ با توجه به جذابیت این سوال، خواستم تا همهگانیتر پاسخ بدهم. «بخور – نخور» شمهای اس از دریای بیکران رنجهای چهار دهه اخیر در افغانستان است، روایت زجر و شکنجه روحی، جسمی و اقتصادی مردم، روایتی از جنگ و نابسامانی، روایتی از زورگویی و بیقانونی […]
ننگرهارِ بدون «کاکا مراد»
پس از مرگ ناکامورای جاپانی، خواستم تا واکنش خبرگزاریها وسایتهای آنکشور را مرور کنم. بسیاری از روزنامهها و سایتهای آن کشور تیتر زدهاند: «مردی که برای بقای زندهگی مردم میرزمید را کُشتند.» دیروز ناکامورای ۷۳ ساله کشته شد، هنوز مشخص نیست که او را چه کسی کُشته اما شاید پذیرفتن کشته شدن ناکامورا توسط کسانی […]
فارسی و دری؛ دو زبان یا دو گویش متفاوت؟
واقعیت تفاوت فارسی و دری چیست؟ آیا فارسی و دری دو زبان جداگانهاند یا دو گویش متفاوت از هم؟ آیا دری زبانی مستقل است یا نه، غلبه سیاست بر سرنوشت زبانها در تاریخ معاصر، بگومگو بر سر جداسازی این دو از یکدیگر را دامن زده است؟ در افغانستان هماکنون دو روایت وجود دارد: عدهای معتقد […]
سقوط هرات در سال ۱۳۷۴ چگونه اتفاق افتاد؟
متن زیر توسط یکی از باشندگان شهر هرات و از مجاهدین سابق برای ما ارسال شده است که بدون کم و کاست منتشر می گردد. تابستان ۱۳۷۴ سال پر ماجرا و پر التهابی در عرصه سیاسی افغانستان بود. گروه طالبان که حمایت جدی پاکستان و برخی کشورهای عربی را داشت تا دروازه های کابل پیشروی […]
ساعتی در گورستان کابل؛ دیدار از آرامگاه احمد ظاهر، ساربان و سرآهنگ
امروز سری به گورستان شهدای صالحین زدم. گورستان شهدای صالحین بزرگترین گورستان کابل است. شهدای صالحین به ظاهر، یک گورستان است اما در واقع شبیه تابوتی است که جنازههای زیادی را حمل میکند. هر قدمش، آرامگاه شهیدیست، شهدای صالحین سند غیر قابل انکار تاریخ پر از رنج و اندوه کابل است. پس از عبور از […]
امرالله صالح؛ چرخش سیاسی و مبارزه یکتنه با موجی از انتقادها
مدتی است در مورد انتخابات کمتر مینویسم، دلیلش خستهگی مفرطی است که تنها مختص به من و همنسلان من نیست. همه جمعیت سیوچند میلیون نفری افغانستان از انتخاباتی با این طول و عرض، خسته و درمانده شدهاند. اما در این میان گذشتن از کنار دیدگاههای کسی که خودش را شانس نخست معاونت ریاست جمهوری آینده […]
گنجینهای ارزشمند در میان کوهپایههای هرات
در شمال شهر هرات و در نزدیکی کوهپایههای بهپا ایستاده اما کوتاهقامت این شهر، کلکسیونی از پرافتخارترین میراثهای تاریخی افغانستان کنار هم به تماشای گذر زمان نشستهاند. مجموعهای که هر روز هزاران نفر را از جایجای افغانستان میزبانی میکند. شماری این منطقه را «گازرگاه»، برخی آن را «کازرگاه» و مردم عادی هرات به این نگین […]
آن والی خردمند اما گُمنام هرات
یک یادداشت فیسبوکی استاد شعیب بهراد در مورد سنگنوشتهای با رباعی حسنخان شاملو در ضلع شمالی آرامگاه خواجه عبدالله انصاری را خواندم. او گلایهمند بود که این اثر زیبای هنری را کسی رنگآمیزی کرده و اصالت سنگنوشته را زیر سوال بردهاست. من با آنکه به تاریخ علاقه زیادی دارم، اما در مورد حسنخان شاملو چیز […]
روایت کابل
روایت کابل روایت ناامیدی و امید است، اینجا پایتخت فقر و فلاکت و مرکز پول و دارایی است، در گوشهای از کابل نانی برای خوردن نیست و در گوشه دیگرش توانی برای خرج کردن. اینجا درد انسان تعریف شده نیست، شفقت جایش را با سنگدلی عوض کرده و عاطفه از این سرزمین رخت بر بسته […]
آرامگاه بهزاد کجاست؟
مدتی است که از خود میپرسم که آرامگاه استاد کمال الدین بهزاد معروفترین و خبرهترین استاد منیاتوری و نقاشی جهان و خالق مکتب هرات کجاست؟ سری به گوگل زدم، صدها سایت و روزنامه آرامگاه او را در باغ موسوم به دو کمال در شهر تبریز ایران خواندهاند، اما برخی اسناد نشان می دهد که آرامگاه […]
گر عطارُد چشم بر دیوان «دارا» افگند…
وقتی برای نخستین بار «دیوان دارا» به دستم رسید، او و شعرش هر دو برای من کاملاً ناشناخته بود. شاعری که سه قرن پیش از امروز، دستکم خودش با خیالات خود به جنگ صائب، خاقانی، عرفی، اصفهانی و انوری رفته است. پیرمرد صوفیمشربی که در گوشهای از غوریان امروزی در روستای نه چندان مشهور «زنگی […]
سفر به دبی آینده؛ سفرنامهای از دو روز حضور در تاشکند
نوشتن سفرنامه از یک سفر کوتاه، کار دشواری است اما وقتی با یک هیئت رسمی همراه باشید، ممکن است به اندازه سفر یکماهه عادی حرفهایی برای گفتن و نوشتن در آن وجود داشته باشد. سفرنامه تاشکند را ‘سفر به دبی آینده’ عنوان دادم، زیرا شهری که تا چند سال پیش کمتر علاقهای به برقراری ارتباطات […]
روایتی که جگر آدم را میسوزاند
روایتی که جگر آدم را میسوزاند. حدود یکماه پیش از دفتر دوست خوبم عبدالله جان فیض در کابل باید خانه میرفتم، موتر نداشتم. دوست عزیز دیگرم “حامد کریمی” تصمیم گرفت من را به خانه برساند. جوان خوشقد و قامتی پشت فرمان موترش نشسته بود، حامد او را “نجیبالله” صدا میزد. نجیبالله اصالتا اهل پکتیکا بود. […]