گر عطارُد چشم بر دیوان «دارا» افگند…
وقتی برای نخستین بار «دیوان دارا» به دستم رسید، او و شعرش هر دو برای من کاملاً ناشناخته بود. شاعری که سه قرن…
وقتی برای نخستین بار «دیوان دارا» به دستم رسید، او و شعرش هر دو برای من کاملاً ناشناخته بود. شاعری که سه قرن…
نوشتن سفرنامه از یک سفر کوتاه، کار دشواری است اما وقتی با یک هیئت رسمی همراه باشید، ممکن است به اندازه سفر یکماهه…
روایتی که جگر آدم را میسوزاند. حدود یکماه پیش از دفتر دوست خوبم عبدالله جان فیض در کابل باید خانه میرفتم، موتر نداشتم.…
“خاطرات یک متولد دهه ۶۰”، مجموعه روایتهای زندهگی یک جوان ۳۵ ساله افغان است که در اوج جنگهای نیروهای نظامی وابسته به شوروی…
همیشه یک سوال جدی مرا آزار میداد، اینکه چرا از تماسهای مکرر وایبری و تلفنیای که معمولاً برای برخی از شهروندان «جهت کلاهبرداری»…
همیشه یک سوال جدی مرا آزار میداد، اینکه چرا از تماسهای مکرر وایبری و تلفنیای که معمولاً برای برخی از شهروندان «جهت کلاهبرداری»…
بهتازهگی دیوان شاعری که نزدیک به دو دهه میشود از او و آثارش اثر چندانی نیست، به کوشش بانو پریسا رحیمی در هرات…
گفتوگوکننده: وحید پیمان معتصم آغا جان در زمان طالبان وزیر مالیه بود. آغا جان میگوید، بسیاری از طالبانی که مانع رفتن زنان و…
در نخستین روز از گفتگوهای امنیتی هرات پای صحبت معتصم آغا جان نشستیم. معتصم آغا جان عضو پیشین رهبری طالبان است. او در…
دیروز در هرات اتفاق جالبی افتاده که درس بزرگی برای خیلی آدمهاست. پیش از آن اما بگذارید موضوع مشابهی را روایت کنم. حدود…
زمانیکه تصمیم به نوشتن این مقاله گرفتم، ابتدا با سعید حقیقی به تماس شدم. چون یادم آمده بود که سعید حقیقی، روزنامهنگار پیشکسوت…
این یادداشت، یک نوشته نژادپرستانه نیست و هدف آن تحقیر و توهین به هیچ هموطنی در هیچجای افغانستان نخواهد بود. این مقاله صرف…
امروز مطالعه کتاب «حرمسرای قذافی» با نویسندگی «آنیک کوژان» و ترجمه روان و زیبای «بیژن اشتری» را به پایان رساندم. بخش کلانی از…