شب‌نامه‌ها؛ قسمت سوم: روس‌ستیزی، امریکاهراسی و افزایش جلب و جذب

Radio Ahmad Zahir

 

فردوس کاوش

📜 مجموعه: تاریخ پنهان اسلام‌گرایی در افغانستان

به قلم فردوس کاوش

این مجموعه نوشته‌ها، روایتی مستند و تحلیل‌محور از خیزش و تحولات جنبش اسلام‌گرایی تیپ اخوانی در افغانستان است؛ از نخستین جرقه‌ها در دانشگاه کابل تا گسترش و تغییرات ساختاری آن. روایت‌هایی که همزمان زوایای پنهان تاریخ سیاسی کشور را روشن می‌سازند و تضادهای درونی این جریان‌ها را واکاوی می‌کنند.

شما اکنون قسمت [سوم] این مجموعه را می‌خوانید.

اگر قسمت‌های قبلی یا بعدی این مجموعه را نخوانده‌اید، می‌توانید از طریق لینک زیر به آرشیو کامل دسترسی پیدا کنید:


هواداران و اعضای سازمان/جمعیت جوانان مسلمان زیر سرپرستی عبدالرحیم نیازی روز به روز افزایش می‌یافت. عبدالرحیم نیازی سبک ویژه‌‌ی خود را در جلب و جذب داشت و خیلی نرم ‌و آرام سخن‌رانی می‌کرد. او‌ ایده‌های افراطی سازمانش را با لحن نرم به مخاطب به معرفی می‌گرفت. برخلاف او نصرت‌یار، حکمتیار و حبیب‌‌‌الرحمان نجرابی لحن ‌پر شور و زبان تهاجمی داشتند. واقعیت این بود که سبک نصرت‌یار، حبیب‌‌الرحمان نجرابی و حکمتیار برای آن دسته از مخاطبان جالب می‌‌نمود که شور انقلابی با کرکتر شان سازگار بود. سبک عبدالرحیم نیازی برای مخاطبانی جذاب بود که این ویژه‌‌گی را نداشتند.

شمار سرگروه‌های سازمان جوانان مسلمان در سال ۱۹۷۰ به ۲۶۰ نفر رسید که هر کدام حلقه‌ی جذب‌شده‌های خود را رهبری می‌کردند. در انتخابات اتحادیه‌ی محصلین هم هواداران این سازمان، رای آوردند و در هیات مدیره‌ی اتحادیه برگزیده شدند. نصرت‌یار، نیازی، حکمتیار و حبیب‌الرحمان احساس می‌کردند که سازمان شان در مسیر به دست آوردن نفوذ گسترده قرار دارد و به زودی به نیروی بی‌رقیب تبدیل می‌شود.

حکمتیار، نصرت‌یار، حبیب‌الرحمان نجرابی و عبدالرحیم نیازی در سخن‌رانی‌های پارک زرنگار و سفرهای ولایتی شان جذب عوام کم‌سواد و بی‌سواد را هم هدف خود قرار داده بودند. آنان روی لچی/چادر نپوشیدن دانشجویان دختر، پوشش اروپایی بانوان کابل‌نشین، فعالیت‌ سینماها در پایتخت، آزادی فعالیت‌های سیاسی چپی‌ها، باده‌گساری در رستورانت‌های کابل و آموزش عالی مختلط را مصادیق به حاشیه رفتن دین و چیره‌گی فرهنگ و فکر غربی/روسی بر شیوه‌ی زنده‌گی دینی معرفی می‌کردند. این سخنان برای عوام ده‌نشین و دین‌خو بسیار جذاب بود.

حبیب‌‌‌‌الرحمان نجرابی، نصرت‌یار و حکمتیار «جهاد»/خون‌ریزی/خشونت دینی را تقدیس می‌کردند. آنان می‌گفتند که هم‌وطنان شان باید آماده‌ی نبرد مسلحانه با روس و امریکا باشند و با این دو قدرت بزرگ همان طوری بجنگند که مسلمانان نخستین با رومی‌ها و ساسانی‌ها جنگیدند. این فعالان اسلام‌گرا همایش‌های چپی‌ها را برهم می‌زدند و با آنان در خیابان‌ها و دانشگاه مشت و یخن می‌شدند. آنان در جریان سخن‌رانی‌های شان دعا می‌کردند که فرصت جنگ با روس و امریکا برای شان فراهم شود. روس‌ستیزی و امریکا‌هراسی یکی از موضوع‌های همیشه‌گی سخن‌رانی‌های آنان بود. یکی دیگر از موضوع‌های سخن‌رانی‌های نصرت‌یار، حکمتیار و حبیب‌الرحمان نجرابی نکوهش ناسیونالیسم بود.

یکی از فعالیت‌های این جوانان اسلام‌گرا در شروع سال ۱۹۷۱ برگزاری یک گرد‌هم‌آیی در نکوهش جنگ استقلال‌ بنگله‌دیش بود. حبیب‌الرحمان، نصرت‌یار، حکمتیار و دیگر دوستان شان مطالبه‌ی جدایی بنگله‌دیش از ‌پاکستان را نکوهش کردند و آن را دسیسه‌‌ روس خواندند. حزب جماعت اسلامی پاکستان در جنگ بر ضد جنبش استقلال بنگله‌دیش دخیل بود. سازمان جوانان مسلمان به طور منظم با حزب جماعت اسلامی پاکستان تماس داشت.
شب‌نامه‌ها: کرایس سندس/قاضی‌زی، قصه‌ی حکمتیار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
PHP Code Snippets Powered By : XYZScripts.com
Verified by MonsterInsights