شب‌نامه‌ها؛ قسمت دوم: سخن‌رانی‌های پارک زرنگار و نامه‌نگاری‌ به خانواده‌های چپی‌ها

Radio Ahmad Zahir

 

فردوس کاوش

📜 مجموعه: تاریخ پنهان اسلام‌گرایی در افغانستان

به قلم فردوس کاوش

این مجموعه نوشته‌ها، روایتی مستند و تحلیل‌محور از خیزش و تحولات جنبش اسلام‌گرایی تیپ اخوانی در افغانستان است؛ از نخستین جرقه‌ها در دانشگاه کابل تا گسترش و تغییرات ساختاری آن. روایت‌هایی که همزمان زوایای پنهان تاریخ سیاسی کشور را روشن می‌سازند و تضادهای درونی این جریان‌ها را واکاوی می‌کنند.

شما اکنون قسمت [ دوم ] این مجموعه را می‌خوانید.

اگر قسمت‌های قبلی یا بعدی این مجموعه را نخوانده‌اید، می‌توانید از طریق لینک زیر به آرشیو کامل دسترسی پیدا کنید:


پس از جلسه‌ی روز بازانی اپریل سال ۱۹۶۹ در محوطه‌ دانشگاه کابل، سازمان جوانان مسلمان با پخش یک شب‌نامه‌ اعلام موجودیت کرد. سیف‌الدین نصرت‌یار دانشجوی دانشکده‌ی انجنیری، حبیب‌الرحمان نجرابی دانشجوی پل‌تخنیک، محمد عمر کشمی دانشجوی دانشکده‌ی طب، عبدالرحیم نیازی دانشجوی دانشکده‌ی شرعیات و گلبدین حکمتیار، دانشجوی دانشکده‌ی انجنیری با هفت دانشجوی دیگر، اعضای کلیدی این سازمان بودند.

عبدالرحیم نیازی رهبری این جمع را به دوش گرفت. عبدالرحیم نیازی متولد علاقه‌داری پشتون‌کوت فاریاب بود و گفته می‌شود که خانواده‌ی او قبل از تولدش از غزنی به فاریاب کوچیده بودند. عبدالرحیم نیازی رهبر انتخاب نشد ولی وقتی کار عملی آغاز یافت، استعداد مدیریتی و قدرت نفوذگذاری او تبارز کرد و به صورت خودکار در راس قرار گرفت و همه این نقشش را پذیرفتند.

در همان اولین شب‌نامه، سازمان جوانان مسلمان گسترش افکار و فعالیت‌های چپی‌ها را هدف گرفت و متوقف‌سازی آن را هدف عمده‌ی خود اعلام کرد. این جوانان مناظره‌هایی را با هم‌دانشگاهی‌های چپی شان سازمان دادند و به سربازگیری آغاز کردند. حکمتیار برای قانع‌سازی جوانانی که تازه به سازمان شان می‌پیوستند با استفاده از کتاب‌های مولانا مودودی، حسن البنا، سید قطب و دیگر ایدیولوژیست‌های اخوان‌المسلمین، رساله‌ای زیر عنوان «تقدم شعور بر ماده» نوشت. در این رساله تلاش شده بود تا نظرات فلسفی چپ لیننیستی رد شود.

فضای باز سیاسی دهه‌ی چهل و آزادی بیان آن دوره، به جمعیت‌های سیاسی امکان برگزاری اجتماع و بیان نظرات شان را فراهم ساخته بود. پارک زرنگار که در نزدیکی ارگ شاهی واقع بود و در سال ۱۹۶۵ به روی عموم باز شده بود٬ محل برگزاری اجتماع‌های سیاسی بود. لیننیست‌ها، ماوویست‌ها، طرف‌داران لیبرال‌مشرب هاشم میوندوال و ناسیونالیست‌های قومی به طور هم‌زمان، در گوشه‌‌های مختلف پارک زرنگار اجتماع می‌کردند و به سخن‌رانی می‌پرداختند. ره‌گذران و بازدیدکننده‌گان هم از سر کنج‌کاوی به این اجتماع‌ها می‌پیوستند و به سخنان فعالان سیاسی گوش می‌دادند. از آن‌جایی که پارک زرنگار در نزدیکی مزدحم‌ترین خیابان وقت کابل واقع بود، گاهی جمعیت زیاد برای شنیدن سخنان فعالان سیاسی گرد می‌آمد.

نصرت‌یار، حکمتیار، حبیب‌‌الرحمان نجرابی و عبدالرحیم نیازی هم اجتماع خود شان را هر هفته در پارک‌زرنگار برگزار می‌کردند. همین چهار نفر یا سه نفر از آنان، سخن‌ران‌های ثابت این اجتماع بودند. نصرت‌یار و‌ حکمتیار توانایی خود را در ایراد خطابه‌های پر شور در همین اجتماع‌ها تبارز دادند. شرنمایی پروژه‌ی مدرنیزاسیون، نکوهش حکومت از بابت دادن آزادی فعالیت به چپی‌ها، مردود دانستن روی‌لچی و‌ آزادی زنان و لزوم مبارزه با نفوذ فرهنگی غرب و شوروی محتوای سخن‌رانی‌های آنان بود. عبدالرحیم نیازی برای گسترش نفوذ سازمانش به ولایات سفر می‌کرد. حکمتیار و نصرت‌یار هم گاهی به ولایات بغلان و‌ قندز سفر می‌کردند تا فرصت سخن‌رانی در مساجد برای شان فراهم شود.

این جمع٬ روش‌های گوناگونی را برای مقابله با چپی‌ها اختیار کردند. آنان علاوه بر مناظره و برخورد فزیکی، خانواده‌های دانشجویان چپی را هم تثبیت می‌کردند و برای پدران برخی از آنان نامه‌‌های بدون نشانی و امضا می‌فرستادند و به آنان گویا خبر می‌دادند که فرزندان شان دین را رها کرده اند و فلسفه‌ی حاکم بر اتحاد شوروی را پیروی می‌کنند. سلیمان لایق مدعی است که نصرت‌یار و حکمتیار به پدر او چنین نامه‌ای فرستاده بودند.
شب‌نامه‌ها: کرایس سندس و قاضی‌زی/قصه‌ی حکمتیار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Back To Top
PHP Code Snippets Powered By : XYZScripts.com
Verified by MonsterInsights