بررسی کامل زمینه جنگ، شانزده ماده قرارداد، واگذاری سرزمینها، غرامت، حقوق کنسولی، پیامدهای اجتماعی و این پرسش مهم که چه چیزی در سال ۱۹۲۱ لغو شد و چه چیزی باقی ماند.
فهرست کامل مقاله
- پاسخ روشن به پرسش اصلی
- از قرارداد گلستان تا جنگ دوم ایران و روسیه
- قرارداد چگونه و در چه شرایطی امضاء شد
- شانزده ماده قرارداد چه میگفت
- تغییر جغرافیای سیاسی قفقاز
- غرامت جنگی و فشار اقتصادی بر ایران
- حقوق کنسولی و محدودشدن حاکمیت قضایی
- دریای خزر و برتری دریایی روسیه
- جابهجایی جمعیت و پیامدهای اجتماعی
- چرا ایران قاجار نتوانست نتایج قرارداد را معکوس کند
- سال ۱۹۲۱ چه چیزی را تغییر داد
- ترکمنچای در حافظه سیاسی و زبان عمومی
- چند برداشت رایج که به توضیح دقیقتر نیاز دارد
- ارزیابی تاریخی قرارداد
- آنچه از ترکمنچای باقی مانده است
خط زمانی رویدادها
- ۱۸۰۴ آغاز جنگ اول ایران و روسیه
- ۱۸۱۳ امضای قرارداد گلستان
- ۱۸۲۶ آغاز جنگ دوم ایران و روسیه
- ۱۸۲۷ سقوط ایروان و اشغال تبریز
- ۱۸۲۸ امضای قرارداد ترکمنچای
- ۱۸۲۹ کشتهشدن گریبایدوف و اعضای سفارت روسیه در تهران
- ۱۹۱۷ انقلاب روسیه و فروپاشی حکومت تزاری
- ۱۹۲۱ معاهده دوستی ایران و روسیه شوروی و لغو قراردادهای تزاری
پاسخ روشن به پرسش اصلی
قرارداد ترکمنچای پس از شکست ایران در دومین جنگ با روسیه امضاء شد و بخش مهمی از مناسبات دو کشور را برای دههها شکل داد. با این حال، این برداشت که قرارداد تا امروز بدون تغییر معتبر مانده، دقیق نیست.
معاهده دوستی ایران و روسیه شوروی در سال ۱۹۲۱، قراردادها و امتیازهای دولت تزاری را لغو کرد. بنابراین، امتیازهایی مانند حقوق ویژه اتباع روسیه و محدودیتهای نابرابر سیاسی و اقتصادی، به عنوان تعهدهای جاری ترکمنچای باقی نماند. آنچه بازنگشت، سرزمینهایی بود که نزدیک به یک قرن پیش از آن از ایران جدا شده و وارد ساختار سیاسی امپراتوری روسیه شده بود. تغییر حکومت در روسیه، مرزها و دولتهایی را که در آن مناطق شکل گرفته بودند، خودکار به وضعیت پیش از ۱۸۲۸ بازنمیگرداند.
تاریخ قرارداد در اسناد روسی به صورت ۱۰ فبروری بر پایه تقویم ژولیانی و ۲۲ فبروری ۱۸۲۸ بر پایه تقویم گریگوری آمده است. همچنین، قرارداد از نظر حقوقی در سال ۱۹۲۱ کنار گذاشته شد، اما آثار سرزمینی آن در عمل باقی ماند.
از قرارداد گلستان تا جنگ دوم ایران و روسیه
ترکمنچای را نمیتوان جدا از قرارداد گلستان و جنگهای ایران و روسیه فهمید. نخستین جنگ میان دو طرف از ۱۸۰۴ تا ۱۸۱۳ ادامه یافت. روسیه در پی گسترش نفوذ خود در قفقاز بود و ایران قاجار میکوشید اقتدار تاریخی خود را در این منطقه حفظ کند.
قرارداد گلستان در سال ۱۸۱۳ به جنگ اول پایان داد. ایران بخشهای گستردهای از قفقاز را از دست داد و حق داشتن نیروی دریایی جنگی در دریای خزر نیز به روسیه محدود شد. با این حال، مرزها در برخی بخشها روشن نبود و اختلاف بر سر مناطق میان دریاچه گوکچه، ایروان و رود ارس ادامه یافت.
در سال ۱۸۲۶ جنگ دوم آغاز شد. نیروهای ایران در آغاز برخی مناطق را پس گرفتند، اما برتری سازمانی، تسلیحاتی و لجستیکی روسیه مسیر جنگ را تغییر داد. سقوط ایروان و اشغال تبریز، موقعیت ایران را به شدت تضعیف کرد و دولت قاجار را به پذیرش صلح واداشت.
قرارداد چگونه و در چه شرایطی امضاء شد
مذاکرات در ترکمنچای، روستایی در مسیر تبریز، در شرایطی انجام شد که نیروهای روسیه دست بالا را داشتند. ایران با خطر ادامه پیشروی روسیه و گسترش جنگ روبهرو بود. همین نابرابری نظامی، فضای مذاکره را شکل داد.
در منابع مختلف درباره نام همه امضاءکنندگان و نقش دقیق نمایندگان تفاوتهایی دیده میشود. آنچه روشن است، نقش محوری عباس میرزا و دستگاه سیاسی قاجار در یک سو و ژنرال ایوان پاسکویچ در سوی روسیه است. متن قرارداد در دو نسخه تنظیم شد و پس از امضاء باید به تایید دو پادشاه میرسید.
تفاوت در تاریخ ثبت قرارداد نیز از تفاوت تقویمها میآید. روسیه آن زمان از تقویم ژولیانی استفاده میکرد. ۱۰ فبروری ژولیانی برابر با ۲۲ فبروری ۱۸۲۸ در تقویم گریگوری است.
شانزده ماده قرارداد چه میگفت
قرارداد ترکمنچای شانزده ماده داشت و یک سند تجاری نیز به آن پیوند خورد. همه مواد اهمیت یکسان نداشتند، اما مجموعه آنها مرز، غرامت، تجارت، رفتوآمد مردم، وضعیت اسیران و جایگاه سیاسی دو دولت را تنظیم میکرد.
| ماده | موضوع اصلی | اثر مهم |
|---|---|---|
| ۱ و ۲ | صلح و جایگزینی ترتیبات پیشین | پایان رسمی جنگ و تنظیم دوباره روابط پس از گلستان |
| ۳ تا ۵ | سرزمین و مرز | واگذاری خانات ایروان و نخجوان و تعیین خط مرزی تازه |
| ۶ | غرامت جنگی | تعهد ایران به پرداخت ۲۰ میلیون روبل نقره |
| ۷ | جانشینی قاجار | پشتیبانی روسیه از جایگاه عباس میرزا به عنوان ولیعهد |
| ۸ | دریای خزر | تداوم حق انحصاری روسیه برای کشتیهای جنگی در خزر |
| ۹ و ۱۰ | روابط دیپلماتیک و تجارت | گسترش حضور کنسولی و امتیازهای تجاری روسیه |
| ۱۱ تا ۱۳ | مطالبات، املاک و اسیران | حل دعاوی، مهلت فروش املاک و تبادل اسیران |
| ۱۴ و ۱۵ | پناهندگان، عفو و مهاجرت | تنظیم جابهجایی جمعیت و عفو برخی ساکنان آذربایجان |
| ۱۶ | توقف جنگ و تصویب | اجرای آتشبس و روند مبادله اسناد تاییدشده |
تغییر جغرافیای سیاسی قفقاز
مهمترین اثر ترکمنچای، تکمیل روندی بود که با گلستان آغاز شده بود. ایران خانات ایروان و نخجوان را به روسیه واگذار کرد و مرز تازه در بخش مهمی از مسیر رود ارس تثبیت شد. این تغییر، نفوذ سیاسی ایران را در قفقاز جنوبی به شدت کاهش داد.
نباید همه سرزمینهایی را که ایران در سده نوزدهم از دست داد، تنها به ترکمنچای نسبت داد. بخش بزرگی از گرجستان، داغستان، قرهباغ، گنجه، شروان، شکی، قبه و باکو پیشتر در قرارداد گلستان از حوزه حاکمیت ایران خارج شده بود. ترکمنچای حلقه دوم این عقبنشینی سرزمینی بود.
مرزهای امروز منطقه دقیقا نسخه سادهشده یک ماده قرارداد نیستند. در دو سده بعد، امپراتوری روسیه فروپاشید، اتحاد شوروی شکل گرفت و سپس جمهوریهای مستقل ارمنستان، جمهوری آذربایجان و گرجستان پدید آمدند. با این حال، جداشدن سیاسی قفقاز از ایران که در دو قرارداد گلستان و ترکمنچای تثبیت شد، پایه تاریخی این دگرگونی بود.
غرامت جنگی و فشار اقتصادی بر ایران
ماده ششم، ایران را به پرداخت ده کرور تومان رایج، معادل ۲۰ میلیون روبل نقره، ملزم کرد. برای دولتی که با ضعف مالی، هزینه جنگ و دشواری گردآوری مالیات روبهرو بود، این رقم بسیار سنگین بود.
فشار پرداخت غرامت تنها یک مساله حسابداری نبود. دولت برای تهیه پول به درآمد ایالتها، داراییهای دربار و کمکهای محدود خارجی متکی شد. این فشار توان مالی حکومت را برای بازسازی ارتش، اداره ایالتها و اجرای اصلاحات کاهش داد.
غرامت همچنین یک ابزار سیاسی بود. تا زمانی که پرداختها ادامه داشت، روسیه اهرم بیشتری برای فشار بر دربار قاجار داشت. این وضعیت نشان میدهد که اثر اقتصادی قرارداد از بندهای سرزمینی جدا نبود و مستقیما بر توازن قدرت سیاسی میان دو کشور اثر گذاشت.
حقوق کنسولی و محدودشدن حاکمیت قضایی
یکی از بحثبرانگیزترین پیامدهای ترکمنچای، گسترش حقوق کنسولی و امتیازهای ویژه برای اتباع روسیه بود. در این نظام، دعاوی و پروندههای مربوط به اتباع خارجی همیشه مانند شهروندان عادی ایران در محکمههای داخلی بررسی نمیشد و نمایندگیهای خارجی نقش گستردهای پیدا میکردند.
این امتیازها در ادبیات تاریخی ایران با مفهوم کاپیتولاسیون پیوند خورده است. اهمیت آنها در این بود که حاکمیت قضایی دولت را در بخشی از قلمرو خود محدود میکردند و میان شهروندان داخلی و اتباع قدرت خارجی جایگاه حقوقی برابر وجود نداشت.
پس از انقلاب روسیه، دولت شوروی از بسیاری از امتیازهای تزاری عقب نشست. معاهده ۱۹۲۱ ایران و روسیه شوروی، قراردادهای پیشین حکومت تزاری را لغو کرد. بنابراین، توصیف حقوق کنسولی ترکمنچای به عنوان یک تعهد حقوقی جاری در دنیای امروز درست نیست.
دریای خزر و برتری دریایی روسیه
قرارداد گلستان پیشتر حق داشتن کشتی جنگی در دریای خزر را برای روسیه تثبیت کرده بود. ماده هشتم ترکمنچای این برتری را ادامه داد. کشتیهای تجاری دو طرف اجازه رفتوآمد داشتند، اما کشتیهای نظامی فقط زیر پرچم روسیه میتوانستند در خزر فعالیت کنند.
برای ایران، این محدودیت به معنای از دستدادن یکی از ابزارهای اصلی اعمال قدرت در مرز شمالی بود. روسیه در برابر، میتوانست حضور نظامی و تجاری خود را در خزر گسترش دهد و امنیت مسیرهای دریایی را مطابق منافع خود تنظیم کند.
وضعیت حقوقی خزر در سده بیستم با قراردادهای تازه میان ایران و شوروی تغییر کرد. از این رو، قواعد امروز خزر را نمیتوان مستقیما بر پایه ماده هشتم ترکمنچای توضیح داد.
جابهجایی جمعیت و پیامدهای اجتماعی
مواد مربوط به اسیران، مهاجرت و حق جابهجایی، بر زندگی هزاران نفر در دو سوی مرز اثر گذاشت. خانوادههایی که املاک، پیوندهای تجاری یا خویشاوندی در دو سوی ارس داشتند، با مرزی روبهرو شدند که به تدریج سختتر و سیاسیتر شد.
در سالهای پس از قرارداد، گروههایی از ارمنیان از ایران و قلمرو عثمانی به مناطق زیر اداره روسیه کوچ کردند. همزمان، بخشی از مسلمانان قفقاز نیز در دورههای مختلف به جنوب ارس مهاجرت کردند. این جابهجاییها همراه با سیاستهای بعدی امپراتوری روسیه، ترکیب جمعیتی و مناسبات اجتماعی منطقه را تغییر داد.
با این حال، پیوند دادن همه دگرگونیهای جمعیتی قفقاز به یک ماده قرارداد سادهسازی تاریخ است. جنگها، سیاستهای اسکان روسیه، درگیریهای محلی، اقتصاد و تحولات بعدی امپراتوری و شوروی نیز نقش تعیینکننده داشتند.
چرا ایران قاجار نتوانست نتایج قرارداد را معکوس کند
نخستین مانع، توازن نظامی بود. ایران در دو جنگ پیاپی شکست خورده بود و روسیه ارتشی منظمتر، توپخانه موثرتر و منابع گستردهتری در اختیار داشت. آغاز جنگ سوم میتوانست تبریز و بخشهای دیگری از ایران را نیز در معرض اشغال قرار دهد.
مانع دوم، ضعف مالی و اداری دولت قاجار بود. حکومت برای گردآوری مالیات، تامین ارتش و کنترل ایالتها با دشواری روبهرو بود. اصلاحات عباس میرزا آغاز شده بود، اما برای جبران فاصله نظامی و نهادی با روسیه زمان و منابع کافی وجود نداشت.
مانع سوم، محیط بینالمللی بود. بریتانیا از گسترش روسیه نگران بود، اما سیاست آن بر حفظ راه هند و توازن قدرت متمرکز بود. لندن آماده نبود برای بازگرداندن سرزمینهای قفقاز وارد جنگ بزرگی با روسیه شود. فرانسه نیز پس از دگرگونیهای عصر ناپلئون، توان و اراده لازم برای حمایت پایدار از ایران را نداشت.
مانع چهارم، گذشت زمان بود. هرچه اداره روسیه در مناطق واگذارشده تثبیت شد، بازگرداندن وضعیت پیشین دشوارتر شد. ساختارهای اداری تازه، استقرار نیروها، تغییر مسیرهای تجاری و سپس پیدایش واحدهای سیاسی جدید، جدایی را از یک نتیجه موقت جنگ به واقعیت پایدار منطقه تبدیل کرد.
سال ۱۹۲۱ چه چیزی را تغییر داد
پس از انقلاب ۱۹۱۷، دولت بلشویکی کوشید خود را از سیاست استعماری حکومت تزاری جدا نشان دهد. معاهده دوستی ایران و روسیه شوروی در ۲۶ فبروری ۱۹۲۱ امضاء شد و قراردادها و امتیازهای پیشین دولت تزاری را لغو کرد.
این تحول از نظر حقوقی بسیار مهم بود. امتیازهای نابرابر تجاری، کنسولی و سیاسی ترکمنچای دیگر مبنای روابط جدید نبودند. از این زاویه، پاسخ به این پرسش که «چرا ترکمنچای لغو نشد؟» این است که بخش قراردادی و امتیازی آن در واقع لغو شد.
اما معاهده ۱۹۲۱ انتقال سرزمینها را وارونه نکرد. مرزهای شمالی ایران تا آن زمان نزدیک به یک قرن در عمل تثبیت شده بود و مناطق جداشده جزو ساختار روسیه و سپس فضای سیاسی شوروی بودند. لغو یک سند، به معنای انتقال خودکار حاکمیت بر سرزمینهایی نیست که دولتها و نظمهای سیاسی بعدی بر آنها شکل گرفتهاند.
ترکمنچای در حافظه سیاسی و زبان عمومی
ترکمنچای در ایران از یک سند تاریخی فراتر رفته و به استعارهای سیاسی تبدیل شده است. هنگامی که منتقدان یک توافق را نابرابر، تحمیلی یا زیانبار میدانند، گاهی آن را با ترکمنچای مقایسه میکنند.
این کاربرد نشان میدهد که حافظه تاریخی چگونه وارد زبان روزمره و رقابت سیاسی میشود. با این حال، استفاده مداوم از نام ترکمنچای ممکن است تفاوت میان قراردادهای امروز و یک صلحنامه پس از شکست نظامی در سده نوزدهم را پنهان کند.
برای تحلیل دقیق، باید میان سه موضوع فرق گذاشت: متن حقوقی قرارداد، آثار تاریخی آن و تصویری که در حافظه عمومی ساخته شده است. این سه با هم ارتباط دارند، اما یکسان نیستند.
چند برداشت رایج که به توضیح دقیقتر نیاز دارد
در متن قرارداد، مدت صد سال برای واگذاری سرزمینها تعیین نشده بود. ادعای پایان خودکار قرارداد پس از یک سده، پشتوانهای در مواد آن ندارد.
چنین سازوکاری در متن وجود نداشت. افزون بر آن، قراردادهای تزاری در ۱۹۲۱ لغو شد، اما مرزها خودکار تغییر نکرد.
بخش بزرگی از مناطق قفقاز در قرارداد گلستان واگذار شده بود. ترکمنچای ایروان، نخجوان و بخشهای باقیمانده مورد اختلاف را دربر گرفت.
روابط دو کشور پس از انقلاب روسیه با معاهدهها و ترتیبات تازه تنظیم شد. ترکمنچای امروز بیشتر یک سند تاریخی و سیاسی است.
ارزیابی تاریخی قرارداد
ترکمنچای محصول یک شکست نظامی و مذاکره در شرایط نابرابر بود. ایران قلمرو، درآمد، نفوذ منطقهای و بخشی از حاکمیت قضایی خود را از دست داد. از این منظر، جایگاه تلخ آن در حافظه تاریخی ایران قابل فهم است.
در عین حال، تحلیل تاریخی زمانی قویتر میشود که قرارداد به فساد یا ضعف یک فرد محدود نشود. شکست ایران نتیجه مجموعهای از عوامل بود: فاصله فناوری نظامی، ضعف مالی، ساختار اداری پراکنده، رقابتهای دربار، سیاست قدرتهای اروپایی و گسترش سازمانیافته روسیه در قفقاز.
ترکمنچای همچنین نشان میدهد که پیامد جنگ فقط در روز امضای صلح تعیین نمیشود. مرزها، مهاجرت، تجارت، حافظه جمعی و روابط دولتها میتوانند برای نسلها زیر تاثیر یک شکست و یک معاهده باقی بمانند، حتی زمانی که خود سند حقوقی دیگر مبنای جاری روابط نباشد.
آنچه از ترکمنچای باقی مانده است
از ترکمنچای امروز یک تعهد زنده برای بازگشت سرزمینها یا ادامه امتیازهای کنسولی باقی نمانده است. معاهده ۱۹۲۱ چارچوب حقوقی قراردادهای تزاری را کنار گذاشت. آنچه باقی مانده، نتیجه تاریخی دگرگونی مرزها، خاطره شکست و تاثیر بلندمدت آن بر نگاه ایرانیان به روسیه و قدرتهای خارجی است.
اهمیت ترکمنچای در همین تفاوت نهفته است. یک قرارداد میتواند از نظر حقوقی پایان یابد، اما پیامدهای جغرافیایی و سیاسی آن در جهان واقعی ادامه پیدا کند. فهم این تفاوت، مقاله را از روایتهای ساده درباره «پایان صد سال» یا «اعتبار همیشگی قرارداد» دور میکند و تصویری دقیقتر از تاریخ ارائه میدهد.
سه سندی که نباید با هم اشتباه شوند
| سند | سال | نقش تاریخی |
|---|---|---|
| قرارداد گلستان | ۱۸۱۳ | پایان جنگ اول و واگذاری بخشهای گستردهای از قفقاز به روسیه |
| قرارداد ترکمنچای | ۱۸۲۸ | پایان جنگ دوم، واگذاری ایروان و نخجوان، غرامت و امتیازهای تازه |
| معاهده دوستی ایران و روسیه شوروی | ۱۹۲۱ | لغو قراردادها و امتیازهای حکومت تزاری بدون بازگرداندن خودکار سرزمینها |
پرسشهای رایج درباره قرارداد ترکمنچای
آیا قرارداد ترکمنچای صد ساله بود؟
خیر. در متن قرارداد مدت صد سال برای واگذاری سرزمینها تعیین نشده بود و بازگشت خودکار مناطق پس از یک سده پیشبینی نشده بود.
آیا قرارداد ترکمنچای هنوز معتبر است؟
به عنوان چارچوب امتیازهای تزاری، خیر. معاهده دوستی ایران و روسیه شوروی در سال ۱۹۲۱ قراردادها و امتیازهای دولت تزاری را لغو کرد. با این حال، آثار سرزمینی جنگها خودکار معکوس نشد.
قرارداد در چه تاریخی امضاء شد؟
در اسناد روسی، تاریخ ۱۰ فبروری ۱۸۲۸ بر پایه تقویم ژولیانی آمده است که برابر با ۲۲ فبروری ۱۸۲۸ در تقویم گریگوری است.
ایران چه مناطقی را در ترکمنچای واگذار کرد؟
خانات ایروان و نخجوان و بخشهای باقیمانده مورد اختلاف به روسیه واگذار شد. بخش بزرگی از دیگر مناطق قفقاز پیشتر در قرارداد گلستان از ایران جدا شده بود.
غرامت تعیینشده چقدر بود؟
ماده ششم ایران را به پرداخت ده کرور تومان رایج، معادل ۲۰ میلیون روبل نقره، ملزم کرد.
تفاوت قرارداد گلستان و ترکمنچای چه بود؟
گلستان به جنگ اول پایان داد و بخشهای گستردهای از قفقاز را از ایران جدا کرد. ترکمنچای پس از جنگ دوم، ایروان و نخجوان را واگذار کرد، مرز تازه را تعیین کرد و غرامت و امتیازهای بیشتری بر ایران تحمیل کرد.
منابع برای مطالعه و بررسی بیشتر
در منابع مربوط به قفقاز، روایتهای ملی و سیاسی متفاوت است. برای همین، متن قرارداد، منابع دانشگاهی و اسناد ثبتشده در کنار هم آورده شدهاند.
- متن انگلیسی شانزده ماده قرارداد ترکمنچای Presidential Library of Azerbaijan
- گاهشمار تاریخ ایران و اشاره به جنگها، گلستان و ترکمنچای Encyclopaedia Iranica
- پیشینه جنگ اول و قرارداد گلستان Encyclopaedia Iranica
- ثبت معاهده دوستی ایران و روسیه در سال ۱۹۲۱ United Nations Treaty Collection
- توضیح تاریخی درباره لغو قراردادهای حکومت تزاری در معاهده ۱۹۲۱ Office of the Historian, U.S. Department of State
- تاریخ ۱۰ فبروری ژولیانی و ۲۲ فبروری گریگوری Boris Yeltsin Presidential Library
باسلام
درمورد این سرگذشت ایران عزیزمان فقط افسوس وافسوس
چه افسوسی ، الان جزو ایران بودن مثل ما بدبخت میشدن . حداقل دنبال زن زندگی آزادی ، تحریم ، و… نیستن
همین قسمت باقی مانده را هم این ملاهای احمق و علمالهدیهای افغانی با گرفتن یک شناسنامه کردند افغانستان و عراق و …
کشور شدا جولانگاه یک مشت عرب و افغانی مغول نژاد و …
قرارداد ننگین بحرین توسط قاجار که تمام شد دولت وقت تمام تلاش خود را کرد حتی جنگ داخلی در بحرین پیش آمد و با مداخله سازمان ملل و تلاشهای دولت شاهنشاهی مردم بحرین با ایجاد انتخابات رای به استقلال دادن. اما الان آخوند و بی سوادهای ابله که طرفدار آخوند هستند میگن شاه بحرین و بخشید.
حالا که آخوندا بدای باز پس گیری قرارداد ترکمانچای هیچ اقدامی نکردن همین طرفدارای ابله شیخ و ملای دزد و … چرا نمیگن حکومت ملاها تمام کشور و سزمینهای قرارداد تدکمانچای رو مفت بخشیدن.
ما باید تحریمها رو لغو کنیم و آنگاه که خوب پولدار شدیم تسلیحات پیشرفته و به روز بخریم و بسازیم آنگاه تمام سرزمینهایی را که روسیه از ما گرفته را پس بگیریم امیدوارم تا زنده هستم این روز را ببینم
اگر قراداد ۱۰۰ ساله بوده چرا پس ندادن. بعداز ۱۰۰ سال باید همچی برمیگشت. ولی اینقدر سرگرم عربها مثل عراق سوریه لبنان فلسطین یمن شدن که جرات نمیکنن اسم قرداد ترکمنچای رو بیارن ینی میشه جنگ و ….
مدت قرارداد صد سال بود و پس از این مدت باید همه چیز به وضع سابق خود باز می گشت … چرا نشد؟ پاسخ ندادید.
اما بنده می گویم:
چون گورباچف قبل از پایان صد سال، با اعلام استقلال تمام آن سرزمین ها،به دنبال فروپاشی اتحاد شوروی، مانع از این امر شد!
تاسف ویک آه ای ایران من
جگرگوشه ات در چنگ دشمنان
ومام میهن درنگاه در افق آن دوردستها
اه وطن تکه پاره ام
همیشه شاهنشاهی مساوی ستم و چاپلوسی برای قدرتهای بین المللی بوده .. امروز دیکتاتوری ولایت فقیه منجر به انواع ضعف ها برای کشور شده است و اتحاد و انسجام را نابود کرده و شکستهای جنگی با اسرائیل نمونه بارز نتیجه ولایت فقیه است .. سیاستهای توهمی و ضد اسلامی مثل دشمنی با اسرائیل از روزهای اولیه توسط خمینی و اطرافیانش بخاطر پز دادن که ما انقلابی هستیم . الان هم دوباره همان راه کج و نابود کننده توسط یک نفره خامنه ادامه دارد تا نتیجه اش بشود سوریه و بعد خودشان فرار میکنند وکشور بهم میریزد.. فرد بیسوادی چون خمینی که از دانش سیاسی و اقتصادی و نظامی بدور بود و الان هم افرادی چون پزشکیان و قالی باف و غیره باعث بدبختیهای کشور شده . چه باید کرد ؟ به آرامی ولایت فقیه باید از قانون اساسی حذف شود و کشور شورایی اداره شود . سپاه قدس منحل باید گردد . که کشور را ورشکست تمام کرده است .
اگر میخواستن سرزمینها را پس بدن که با فشار وتحمیل ایران را تکه تکه نمیکردن. هر کسی رفته برنگشته. سرزمینهای ایران هم بر نمیگرده .
بنام هستی بخش عالم،کشور ما،کشوری غنی از تمام ابعادست،بسوی فرهنگ نگاه کنیم،یا تمدن،یا سیاست،کشور ما قدمت دیرینه ی دارد،ومامدعی در این زمینه ها هستیم،کشور ما پیشینه ی قدیمی دارد،از علم تمدن فرهنگ صنعت،کشاورزی،انواع اقسام علم روز که الان غرب بادزدیدن کتابها والواح ما ادعای تجددوعلم و فرهنگ دارد و زین سبب با ما دشمنی دیرینه دارد،ما میتونیم ادعاشو داشته باشیم وداریم،به غرب هم میگوییم با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشود،ما افسوس میخوریم،افرادی نالایق،که مشخص نیست از کجا و کدام کشور،99/0انگلیس ملعون در کشور ما رسوخ کردند،بیت المال ما را به هر حیل به تاراج بردند و مارا از مقوله ی علم و کشورداری دور انداختند،تا آنجا که مسولین بیشرفی که مال کشورما را میخورند،جرات کنند و بگویند علم بدردما نمیخورد و چنان کشور ما را با تبهر خاصی دچار سردرگمی کردند ومیکنند،که دوست را بیگانه ودشمن رادوست میدارند و هیچ فریادی را علیه این همه دردی که به عمد به جان کشور ما میرود تاب نیاورده و به هزار حیل میکشند