عهدنامه پاریس چگونه ادعای قاجار بر هرات را پایان داد؟
بخشهای این نوشته

عهدنامه پاریس در ۱۳ اسفند ۱۲۳۵ به جنگ ایران و بریتانیا پایان داد و ناصرالدینشاه را به صرفنظرکردن از ادعای حاکمیت بر هرات متعهد کرد. اهمیت این سند در مواد پنجم تا هفتم آن روشن میشود: خروج نیروهای قاجار، پایان مطالبه اطاعت از حاکمان هرات و محدودشدن راه توسل دوباره به جنگ.
در روایتهای کوتاه، این عهدنامه گاهی با یک جمله درباره جدایی هرات توضیح داده میشود. متن قرارداد تصویری دقیقتر به دست میدهد. موضوع، هم حضور نظامی بود و هم ادعای سیاسی درباره شهری که میان قدرتهای محلی، دربار قاجار و سیاست بریتانیا قرار گرفته بود.
چرا محاصره هرات به جنگ در خلیج فارس رسید؟
عباس امانت در مدخل «مسئله هرات» در دانشنامه ایرانیکا، این شهر را در مرکز رقابتی طولانی میان دولت قاجار، قدرتهای افغان و بریتانیا قرار میدهد. دربار قاجار حفظ نفوذ بر هرات را بخشی از سیاست خود در خراسان میدانست. بریتانیا به تاثیر تسلط قاجار بر امنیت هند مستعمره توجه داشت.
نیروهای قاجار پس از محاصرهای طولانی، در پاییز ۱۲۳۵ هرات را گرفتند. پیروزی نظامی در شرق با فشار نظامی در جنوب همراه شد. بریتانیا مسیر جنگ را به خلیج فارس کشاند و نیروهایش بوشهر را تصرف کردند.
ژان کالمار در بررسی جنگ ایران و بریتانیا در ایرانیکا، از نبردهای برازجان و خوشاب و سپس عملیات در محمره، خرمشهر کنونی، و اهواز یاد میکند. برای دولت قاجار، نگهداشتن هرات اکنون با هزینه جنگ در بخشی دیگر از کشور گره خورده بود.
چه کسانی در پاریس مذاکره کردند؟
فرخخان غفاری، با لقب امینالملک در آن زمان، از طرف ایران و لرد کاولی از طرف بریتانیا عهدنامه را امضا کردند. نام و سمت هر دو در مقدمه سند آمده است. مذاکره در پاریس و با میانجیگری فرانسه دنبال شد.
فرخخان غفاری، نویسنده مدخل زندگی این دیپلمات در ایرانیکا، توضیح میدهد که ماموریت اروپایی او شامل تماس با دربار فرانسه و مقامهای عثمانی و بریتانیایی بود. بنابراین امضای سند پایان مجموعهای از تلاشهای دیپلماتیک برای مهار جنگ بود.
میان امضا و اجرای تعهدها نیز فاصله وجود داشت. به نوشته کالمار، اسناد تصویب عهدنامه در ۱۲ اردیبهشت ۱۲۳۶ در بغداد مبادله شد. برخی مهلتهای قرارداد از همین مبادله محاسبه میشدند.
ماده پنجم دقیقاً چه میخواست؟
ماده پنجم شاه ایران را متعهد میکرد که برای بیرونبردن نیروها و ماموران خود از شهر و قلمرو هرات و هر بخش دیگری از افغانستان که در آن حضور داشتند اقدام کند. مهلت خروج، سه ماه پس از مبادله اسناد تصویب بود.
این تفاوت زمانی مهم است. سه ماه را نباید خودکار از روز امضای عهدنامه در پاریس شمرد. متن، آغاز مهلت را به مرحله بعدی، یعنی مبادله اسناد تصویب، پیوند داده بود.
خروج نیروی نظامی، تکلیف حضور میدانی را روشن میکرد. ماده بعدی به موضوع گستردهترِ ادعای حاکمیت و نشانههای اطاعت میپرداخت.
چرا در ماده ششم از سکه و خطبه نام برده شد؟
طبق ماده ششم، شاه از تمام ادعاهای حاکمیت بر شهر و سرزمین هرات و سرزمینهای افغانستان صرفنظر میکرد. او همچنین متعهد میشد از حاکمان این مناطق نشانههایی مانند ضرب سکه به نام خود، خواندن خطبه یا پرداخت خراج مطالبه نکند.
آوردن این مصداقها، تعهد را از یک عبارت کلی فراتر میبرد. شاه حتی پس از خروج سپاه نیز نمیتوانست با مطالبه این نشانهها، رابطه اطاعت سیاسی را از راهی دیگر حفظ کند. متن در ادامه بر خودداری از مداخله در امور داخلی و بهرسمیتشناختن استقلال تاکید میکرد.
این ماده برای اختلافهای بعدی هم مسیری تعیین کرده بود. دولت ایران باید ابتدا از میانجیگری دوستانه بریتانیا استفاده میکرد و تا زمانی که این تلاش بینتیجه نمانده بود، دست به اسلحه نمیبرد. بریتانیا نیز تعهد میداد برای جلوگیری از ایجاد اختلاف و حل منصفانه آن تلاش کند.
آیا ایران حق دفاع از مرز خود را از دست داد؟
ماده هفتم برای نقض مرز ایران استثنایی در نظر میگرفت. اگر یکی از طرفهای مورد اشاره به مرز ایران تعرض میکرد و جبران لازم صورت نمیگرفت، دولت قاجار میتوانست برای مقابله با مهاجمان عملیات نظامی انجام دهد.
همان ماده این اختیار را محدود میکرد. نیروها باید پس از رسیدن به هدف عملیات به قلمرو خود بازمیگشتند. دفاع مرزی نمیتوانست بهانه اشغال دائمی یا ضمیمهکردن شهر و سرزمین دیگری شود.
پس برای توضیح مفاد عهدنامه، خواندن مواد ششم و هفتم در کنار یکدیگر لازم است. یکی مسیر حل اختلاف را مشخص میکرد و دیگری درباره تعرض مرزی و حدود پاسخ نظامی سخن میگفت.
بریتانیا چه تعهدی برای خروج از ایران پذیرفت؟
ماده دوم اصل خروج نیروهای بریتانیایی از خاک ایران را پذیرفته بود. ماده چهاردهم شرایط اجرای آن را توضیح میداد. توقف عملیات خصمانه پس از مبادله اسناد تصویب و خروج از بندرها، جزیرهها و مناطق ایران به اجرای تعهدهای مربوط به هرات و بازگشت هیات بریتانیایی به تهران پیوند داشت.
آزادی اسیران نیز در سند آمده بود. ماده سوم به اسیران جنگ دو طرف میپرداخت و ماده هشتم آزادی اسیران و گروگانهای افغان در قلمرو ایران را با آزادی متقابل اسیران ایرانی مرتبط میکرد. عهدنامه، مسائل کنسولی و وضعیت بازرگانان را هم در بر میگرفت.
پایان ادعای قاجار با فتح هرات از سوی کابل یک رویداد نبود
استقلالی که در متن عهدنامه برای هرات ذکر شده بود، نباید با قرارگرفتن فوری شهر زیر اداره کابل یکی دانسته شود. به روایت کالمار، پس از خروج نیروهای قاجار، سلطان احمدخان در هرات حکومت کرد. دوستمحمدخان در سال ۱۲۴۲ او را کنار زد و هرات را گرفت.
میان امضای عهدنامه و این رویداد حدود شش سال فاصله بود. توجه به این فاصله، تفاوت میان پایان ادعای رسمی دولت قاجار و تغییر بعدی قدرت در خود هرات را روشن میکند.
در همین زمینه بخوانید: امتیاز رویتر و کشمکش بر سر حقوق اقتصادی ایران و قرارداد روسیه و بریتانیا درباره مناطق نفوذ در ایران.
منابع و متن سند
- متن عهدنامه پاریس، امضاشده در ۱۳ اسفند ۱۲۳۵، بازنشر در مجموعه اسناد حقوق بینالملل رومن لوبوف، بهویژه مواد پنجم، ششم، هفتم، هشتم و چهاردهم.
- عباس امانت، «هرات، بخش ششم: مسئله هرات»، دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۱۳۸۲، بهروزرسانی ۱۳۹۲، جلد دوازدهم، صفحات ۲۱۹ تا ۲۲۴.
- ژان کالمار، «جنگ ایران و بریتانیا»، دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۱۳۶۴، بهروزرسانی ۱۳۹۷، جلد دوم، صفحات ۶۵ تا ۶۸.
- فرخ غفاری، «فرخخان غفاری امینالدوله»، دانشنامه ایرانیکا، انتشار ۱۳۶۳، بهروزرسانی ۱۳۹۷.


