📜 مجموعه: تاریخ پنهان اسلامگرایی در افغانستان
به قلم فردوس کاوش
این مجموعه نوشتهها، روایتی مستند و تحلیلمحور از خیزش و تحولات جنبش اسلامگرایی تیپ اخوانی در افغانستان است؛ از نخستین جرقهها در دانشگاه کابل تا گسترش و تغییرات ساختاری آن. روایتهایی که همزمان زوایای پنهان تاریخ سیاسی کشور را روشن میسازند و تضادهای درونی این جریانها را واکاوی میکنند.
اگر قسمتهای قبلی یا بعدی این مجموعه را نخواندهاید، میتوانید از طریق لینک زیر به آرشیو کامل دسترسی پیدا کنید:
طرح کودتای ضد داوود خان در سال ۱۹۷۳ از برهانالدین ربانی پنهان نگه داشته شد، اما این طور نبود که حبیبالرحمان/ مشهور به انجنیر حبیبالرحمان خارج از محدودهی گروه کوچکش، با هیچ کسی در مورد طرح بزرگ براندازی داوود خان مشوره نکرده باشد. او میدانست که موفقیت کودتا، ایران پهلوی، جمهوری هند، اتحاد شوروی سوسیالیستی و دنیای عرب را دچار ترس فلجکننده میسازد ولی نمیتوانست حدس بزند که این قدرتها در پاسخ به این ترس دست به چه اقدامی میزنند؟ حبیبالرحمان در جستجوی مشوره و کمک، مرز شرقی کشورش را عبور کرد و به پاکستان رفت. او در لاهور ملاقات حضوری و مستقیم با ابوا لاعلی مودودی رهبر و بنیان گذار جماعت اسلامی پاکستان داشت. مودودی الگوی فکری، دینی، ایدیولوژیک و سیاسی حبیبالرحمان، سیفالدین نصرتیار، حکمتیار و دیگر همگروهیهای آنان بود. آنان با خواندن نوشتههای مودودی تغذیه فکری میشدند. نصرتیار پیوسته به چپیها میگفت که آنان لینن و استالین دارند و سازمان او مودودی و سید قطب.
حبیبالرحمان در این سفر با قاضی حسین احمد معاون مودودی هم ملاقات کرد. واقعیت این است که سازمان جوانان مسلمان از بدو تاسیس با حزب جماعت اسلامی پاکستان در تماس بود. از زمان تاسیس سازمان جوانان مسلمان تا کودتای داوود خان، قاضی حسین احمد حداقل دوبار به کابل آمد و با موسسان سازمان جوانان مسلمان ملاقات و گفتوگو کرد. حبیبالرحمان در سفرش به پاکستان که هدف از آن کسب مشوره و کمک برای کودتای ضد داوود خان بود، در جریان گفتوگو با قاضی حسین احمد از او خواست که با دستگاه حاکم پاکستان گپ بزند و از این دستگاه بپرسد که در صورت پیروزی کودتای ضد داوود خان و به قدرت رسیدن سازمان جوانان مسلمان، آیا اتحاد شوروی به افغانستان لشکرکشی میکند؟
سفر حبیبالرحمان ظاهرا قبل از آزادی حکمتیار انجام شده بود. حبیبالرحمان در مورد این سفر و نتایج آن معلومات بسیار مختصر به همسازمانیهایش داد و از صحبت مفصل در این مورد خودداری کرد. نویسندهگان این کتاب اما با بررسی معلومات و مدارک به این نتیجه رسیدند که یکی از نهادهای استخباراتی دولت پاکستان در این سفر، یک دورهی مختصر آموزش مهارتهای استخباراتی را برای حبیبالرحمان برگزار کرد و او را با الفبای فن استخبارات آشنا ساخت.
مستقر در پایتخت آمادهی فرمان حبیبالرحمان برای اجرای کودتا بودند ولی استخبارات داوود خان طرح کودتا را کشف کرد و عوامل نفوذی سازمان جوانان مسلمان در اردو که در موقفهای بلند و تصمیمگیر بودند، بازداشت شدند. حبیبالرحمان، نصرتیار، حکمتیار و دیگر همگروهیهای آنان، خود را مخفی کردند و تماسهای شان با همدیگر قطع شد.