قیامهای عربی که در سال ۲۰۱۱ آغاز شد، در بسیاری از کشورهای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تأثیرات عمیقی بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی گذاشت. این جنبشها در برخی کشورها مانند تونس و مصر به تغییرات سیاسی نسبتا مسالمتآمیزی منجر شد، اما در برخی دیگر مانند سوریه، یمن و لیبی به جنگهای داخلی خونینی انجامید. علت این تفاوتها را باید در ترکیب پیچیدهای از عوامل ساختاری، تاریخی و سیاسی جستوجو کرد.
یکی از عوامل کلیدی که باعث شد قیامها به جنگ داخلی تبدیل شوند، ماهیت رژیمهای حاکم بود. در کشورهایی که رژیمها توانایی کنترل و مدیریت اعتراضات را داشتند یا دستکم بخشی از مطالبات عمومی را پذیرفتند، روند تغییرات نسبتا آرامتر بود. اما در کشورهایی که حکومتها به شدت سرکوبگر و بسته بودند و هیچ فضایی برای گفتگو و اصلاحات قائل نبودند، اعتراضات به سرعت به خشونت و درگیریهای مسلحانه کشیده شد. سوریه نمونه بارزی از این وضعیت است؛ جایی که رژیم بشار اسد به جای پذیرش خواستههای معترضان، از ارتش و نیروهای امنیتی برای سرکوب گسترده استفاده کرد و این سرکوبها به تدریج به یک جنگ داخلی تمامعیار تبدیل شد.
نقش ساختارهای اجتماعی و قومی نیز در تشدید بحرانها بسیار پررنگ بود. در کشورهای چندقومی و چندفرهنگی مانند سوریه و لیبی، تنشهای قومی و مذهبی زمینههای تعمیق اختلافات را فراهم کرد. وقتی اعتراضات به شکل یک جنبش فراگیر آغاز شد، گروههای مختلف قومی و مذهبی فرصت یافتند تا منافع خود را دنبال کنند و این امر باعث پیچیدهتر شدن بحران و افزایش خشونتها شد. در این شرایط، رقابتهای داخلی به تدریج رنگ و بوی جنگ فرقهای گرفت و نیروهای خارجی نیز به بهانه حمایت از گروههای مختلف وارد میدان شدند که این موضوع به شدت اوضاع را بغرنجتر کرد.
علاوه بر این، نقش بازیگران خارجی را نمیتوان نادیده گرفت. در برخی کشورها، قدرتهای منطقهای و بینالمللی با حمایت از گروههای خاص، به شعلهور شدن جنگ داخلی دامن زدند. این دخالتها اغلب بر اساس منافع ژئوپولیتیکی و استراتژیک صورت گرفت و باعث شد که بحرانها به سرعت از یک جنبش مردمی به درگیریهای پیچیده و چندجانبه تبدیل شوند. در یمن، حمایتهای مختلف از طرف عربستان سعودی و ایران نمونهای از این رقابتهای منطقهای است که جنگ داخلی را عمق بخشید.
در نهایت، ضعف نهادهای مدنی و نبود ساختارهای دموکراتیک پایدار در بسیاری از این کشورها، امکان مدیریت بحران را کاهش داد. در کشورهایی که جامعه مدنی قویتر و نهادهای مستقلتری داشتند، امکان گفتوگو و مصالحه بیشتر بود و این امر از تبدیل اعتراضات به خشونت گسترده جلوگیری کرد. اما در جاهایی که چنین ظرفیتهایی وجود نداشت، فضای سیاسی بسته و سرکوبگر، باعث شد که اعتراضات به خشونت کشیده شود و جنگ داخلی شکل بگیرد.
این عوامل در کنار هم تصویری پیچیده از تحولات سال ۲۰۱۱ ارائه میدهند؛ جایی که هر کشور با توجه به ویژگیهای خاص خود، مسیر متفاوتی را پیمود و نتیجهای متفاوت گرفت. فهم این تفاوتها کمک میکند تا به چرایی وقوع جنگهای داخلی پی ببریم. همچنین به راهکارهایی برای پیشگیری از تکرار چنین بحرانهایی نیز دست یابیم.