مقدمه
گهگاهی در شعرهایی که به زبان احساس میگویند، خطهایی را مییابیم که به زبان تاریخ نیز صحبت میکنند. شاید با خواندن شعری از حافظ، اشعاری که جوهرشناسی انسانی و کائناتی است، ناگهان به یکی از درونمایههای او برخورد کنیم. حافظ میگوید: “ز دستهای مست کس نجست جان، هر کس که جست از دست اوست اوست”. قاصدک این بیت، همان انقلابی است که در قلب تاریخ میخیزد، عاری از حفاظت، و میسوزد تا از خود رهایی یابد.
چرا انقلابها رخ میدهند؟
بخش اول: اجتماع و نابرابری
جک داویس، یک سوسیولوگ برجسته، در کتاب “انقلاب و تحول اجتماعی” خود در سال 1977 میگوید: “ارتباط انقلاب با نابرابری اجتماعی زورآور است” (صفحه ۳۰). او بر آن است که برای فهم انقلابها، بازشناسی نابرابریهای اجتماعی ضروری است. میزان نارضایتی از وضع موجود و نابرابریهایی که منجر به آن میشوند، میتواند میزان احتمال انقلاب را پیشبینی کند.
برای نمونه، در انقلاب فرانسه، نابرابری اقتصادی بین طبقات اجتماعی موجود یکی از عوامل مؤثر بر شکلگیری این حرکت بود. “چارلز تیلی”، یکی از اندیشمندان نامدار تاریخ، در کتابش “از تحول تا انقلاب” (1978)، معتقد است که این نابرابریها به نوعی لگامی بر دهان اجتماع بود که به این اجتماع اجازه تنفس را نمیداد (صفحه ۶۸).
بخش دوم: سیاسی – اقتصادی
“تدور گورتن”، یکی از محققان برجسته در زمینه تحلیل انقلابها، در کتاب “ساختار انقلابها” (۱۹۷۸)، این نظریه را مطرح کرده که “وقتی سیستم سیاسی – اقتصادی یک کشور نمیتواند نیازها و خواستههای مردم را برآورده کند، شرایط برای انقلاب فراهم میشود” (صفحه ۱۶۴).
در این میان، نمیتوان به سادگی از نقش زمینههای فرهنگی، اخلاقی و روانی مردم در پیشروی انقلاب نادیده گرفت. در تاریخ بشر، بارها دیدهایم که مردم برای دستیابی به ارزشها و آرمانهایی که سالها از آنها دور بودهاند، با همه توانشان در مقابل حکومتها و قدرتهایی که این ارزشها را به چالش میکشند، ایستادهاند.
یکی از مثالهای آن، انقلاب دینی ایران (1357) است. “ایریک هوفر”، روانشناس اجتماعی، در کتاب “حرکتهای جمعی” (1951) مطرح میکند که این حرکت بزرگ ایران، به خاطر دلبستگی عمومی به ارزشهای مذهبی و تعالیم اخلاقی، شکل گرفت (صفحه ۷۰).
پایان نامه
تویی که در برابر این صفحه نشستهای و حروف را دنبال میکنی، تو فکر کردی چرا انقلابها رخ میدهند؟ آیا در کنار نابرابریها، نیازها و خواستهای برآورده نشده مردم، ارزشها و آرمانهایی که به دست نیامدهاند نیز میتوانند نیروی محرکهی انقلاب باشند؟ آیا میتوان گفت که در هر انقلابی، نابرابری، نیاز برآورده نشده، و رویا و ایدئولوژی که به واقعیت تبدیل نشده، نقش دارند؟ اینها سوالاتی هستند که هر فردی که در این عرصه مطالعه میکند، باید به دنبال پاسخهایی برای آن باشد.