چرا امتیاز لاتاری به برکناری ملکمخان انجامید؟

بخشهای این نوشته
در سال ۱۲۶۸، ماجرای امتیاز لاتاری به پایان مأموریت میرزا ملکمخان در لندن انجامید. موضوع به قرعهکشی محدود نماند. مخالفت با امتیاز، منافع سرمایهگذاران و کشمکش ملکمخان با امینالسلطان، آن را به یک بحران سیاسی و دیپلماتیک تبدیل کرد. اسناد بعدی نشان میدهند که لغو امتیاز نیز به معنای ناپدیدشدن همه مطالبات مرتبط با آن نبود.[۱][۳]
امتیاز چگونه به مسئله سفارت تبدیل شد؟
شیوا بالغی در رساله دانشگاه میشیگان توضیح میدهد که ملکمخان هنگام سفر ناصرالدینشاه به انگلستان، امتیاز لاتاری را به دست آورد. او در آن زمان نماینده ایران در لندن بود و سالها در دستگاه قاجار کار کرده بود. پس رابطه او با امتیاز، با موقعیت یک سرمایهگذار مستقل از حکومت تفاوت داشت.[۲]
بنا بر این پژوهش، پس از بازگشت شاه به ایران، تصمیم به لغو امتیاز گرفته شد. بالغی، روایت امینالدوله درباره ناسازگاری لاتاری با احکام شرعی را نیز گزارش میکند. در همین حال، منافع امتیاز به سرمایهگذاران منتقل شده بود و تصمیم شاه با اعتراض ذینفعان روبهرو شد. ملکمخان نیز لغو آن را نپذیرفت.[۲]
مخالفت مذهبی و رقابت سیاسی کنار هم قرار گرفتند
ژان کالمار در مدخل امینالسلطان در ایرانیکا، از اعتراض هنری دروموند ولف، نماینده بریتانیا در تهران، و کاردار روسیه به این امتیاز یاد میکند. طبق این روایت، امینالسلطان محکومیت امتیاز از سوی علما را نیز به دست آورد. مخالفت با طرح، تنها میان شاه و ملکمخان جریان نداشت.[۱]
کالمار، برکناری ملکمخان را در اواخر سال ۱۲۶۸، پس از دورهای طولانی از تیرگی روابط او و امینالسلطان قرار میدهد. این سابقه اهمیت دارد. ماجرای لاتاری در فضای رقابتی رخ داد که پیش از آن هم وجود داشت. از این رو، معرفی یک اختلاف مالی بهعنوان یگانه علت همه دشمنیهای بعدی، تصویر ناقصی به دست میدهد.[۱]
در خواندن این رویداد باید میان دلیل اعلامشده برای لغو امتیاز و زمینه سیاسی برکناری نماینده ایران فرق گذاشت. این دو موضوع به هم پیوند داشتند، اما یک پرسش واحد نبودند. منابع موجود، هم مخالفت با خود امتیاز و هم اختلاف بر سر جایگاه ملکمخان را ثبت کردهاند.
برکناری، اختلاف با سرمایهگذاران را پایان نداد
بالغی از اعتراض سرمایهگذاران عمدتاً بریتانیایی و مراجعه آنان به شاه و مأموران بریتانیا سخن میگوید. او همچنین گزارش میکند که با وجود خواست شاه برای بازگشت ملکمخان به تهران، ملکمخان در لندن ماند. بنابراین از دستدادن مقام رسمی، به معنای بازگشت فوری او یا حل اختلاف طرفهای امتیاز نبود.[۲]
در ادامه همین گسست، ملکمخان به نشر روزنامه قانون روی آورد. بررسی فعالیت این روزنامه موضوع مستقلی است. در اینجا اهمیت آن در تغییر موقعیت نویسنده است، از نماینده رسمی حکومت به منتقدی که از لندن با مخاطبان ایرانی سخن میگفت.[۲]
یک نامه بانکی چه سرنخی از ادامه ماجرا دارد؟
نامه او. نیوئل، مدیر بانک شاهنشاهی، به وزارت خارجه بریتانیا در سال ۱۲۸۹، هنوز به نمایندگان گروه دارنده امتیاز «وام لاتاری» اشاره میکند. نامه، مخالفت آنان با پذیرش وامهای ایران در بورس لندن را موضوع مکاتبه قرار داده است. این سند در پرونده وامهای ایران در کتابخانه بریتانیا نگهداری میشود.[۳]
نیوئل به مکاتبات سال ۱۲۷۷ بازمیگردد و توضیح میدهد که در طرح یک وام، مبلغی برای نمایندگان گروه لاتاری و بهره آن در نظر گرفته شده بود. او در همان نامه تصریح میکند که آن وام به نتیجه نرسیده بود. بنابراین این برگ، شاهد مطرحبودن یک ترتیب مالی پیشنهادی است. از آن نمیتوان وقوع پرداخت را نتیجه گرفت.[۳]
بانک در این مکاتبه خود از طرفهای ذینفع مذاکره بود. نامه برای شناخت موضع بانک و مسیر پیگیری مطالبه ارزش دارد. تعیین اعتبار نهایی ادعا یا سرانجام همه اختلافها، به اسناد بیشتری از سایر طرفها نیاز دارد.[۳]
چرا این امتیاز در تاریخ سیاسی ایران مهم ماند؟
ماجرای لاتاری، سه سطح متفاوت را در یک پرونده کنار هم قرار میدهد. تصمیم شاه درباره امتیاز، رابطه حکومت با نماینده خود و منافع اشخاصی که انتظار سود داشتند، هر کدام پیامد جداگانهای پیدا کردند. فرمان لغو میتوانست اعتبار سیاسی طرح را از میان ببرد، در حالی که اشخاص ذینفع همچنان مطالبه مطرح کنند. این برداشت از کنار هم خواندن پژوهشها و نامه بانکی به دست میآید، نه از فرض موفقبودن طرح لاتاری.
برای ادامه بحث، پژوهش روزنامه قانون و مخالفت با حکومت قاجار و مقاله بانک شاهنشاهی و امتیاز نشر اسکناس را میتوان خواند. هر امتیاز، موضوع، ذینفعان و مسیر حقوقی و سیاسی خود را داشت و باید با مدارک همان پرونده سنجیده شود.
منابع و پانویسها
- ژان کالمار، «Atābak-e Aʿẓam, Amīn-al-Solṭān»، دانشنامه ایرانیکا، جلد دوم، صص ۸۷۸ تا ۸۹۰، بخش سیاست امتیازها و برکناری ملکمخان. متن پژوهش.
- شیوا بالغی، «Nationalism and Cultural Production in Iran, 1848–1906»، رساله دکتری تاریخ، دانشگاه میشیگان، ۱۳۸۷، صص ۱۸۳ و ۱۸۴. نسخه دانشگاه. روایتها و مکاتبات قدیمی در این بخش، به واسطه این پژوهش نقل به مضمون شدهاند.
- او. نیوئل، نامه بانک شاهنشاهی به وزارت خارجه بریتانیا، پاییز ۱۲۸۹، پرونده «Persia: Financial Situation. Loans»، کتابخانه بریتانیا، IOR/L/PS/10/11، برگ ۲۷۳ رو. سند و شرح آرشیوی.
- پرتره میرزا ملکمخان، عکس تاریخی با عکاس نامشخص، ثبت ویکیانبار با ارجاع به «The Press and Poetry of Modern Persia»، ص ۱۹. مشخصات تصویر و مالکیت عمومی. تصویر از نسخه نمایشی فایل اصلی بازتولید شده است.


