پیمان وستفالن در سال ۱۶۴۸ نقطه عطفی در تاریخ سیاسی سرزمینهای آلمان به شمار میرود که ساختار سیاسی این منطقه را به شکل بنیادینی دگرگون کرد. پیش از این پیمان، امپراتوری مقدس روم، مجموعهای از قلمروهای پراکنده و نیمهمستقل بود که تحت نفوذ نسبی امپراتور قرار داشتند اما هیچگونه وحدت سیاسی واقعی میان آنها وجود نداشت. جنگهای سیساله که از ۱۶۱۸ تا ۱۶۴۸ به طول انجامید، ویرانیهای گستردهای به بار آورد. همچنین ضرورت بازتعریف روابط قدرت در این قلمروها را آشکار کرد.
از یک سو، پیمان وستفالن به رسمیت شناختن استقلال سیاسی بسیاری از دوکنشینها، شاهزادهنشینها و شهرهای امپراتوری را تضمین کرد. این به معنای پایان تدریجی تسلط مطلق امپراتور بر این سرزمینها بود و در واقع، امپراتوری مقدس روم را به مجموعهای از دولتهای کوچک و نیمهخودمختار تبدیل کرد. هر یک از این دولتها حق داشتند قوانین داخلی خود را وضع کنند، ارتش مستقل داشته باشند و حتی در روابط خارجی وارد تعامل شوند. این تغییر ساختاری باعث شد که مفهوم دولت-ملت به تدریج در میان سرزمینهای آلمان شکل بگیرد و زمینه برای پیدایش کشورهایی با هویت سیاسی مشخصتر فراهم شود.
تأثیر پیمان وستفالن بر نظام قدرت در آلمان تنها به تقسیم سیاسی محدود نشد، بلکه تغییرات عمیقتری را نیز به همراه داشت. این پیمان، به نوعی، پایان دوران هژمونی کلیسای کاتولیک و امپراتوری مقدس روم را رقم زد و زمینه را برای گسترش آزادیهای مذهبی فراهم آورد. با اعطای حق انتخاب دین به شاهزادگان، تنوع مذهبی در این سرزمینها تثبیت شد و در نتیجه، تعادل قدرت میان کاتولیکها و پروتستانها تغییر کرد. این مسئله به کاهش درگیریهای مذهبی کمک کرد. همچنین ساختار سیاسی را نیز تحت تأثیر قرار داد، زیرا هر دولت محلی میتوانست بر اساس مذهب خود سیاستگذاری کند و این امر به تحکیم استقلال سیاسی آنها انجامید.
از سوی دیگر، این تغییرات در ساختار سیاسی، زمینهساز تحولات بعدی در تاریخ آلمان شد. استقلال نسبی دولتهای کوچک، اگرچه از یک سو باعث حفظ تنوع فرهنگی و سیاسی شد، از سوی دیگر مانع شکلگیری یک حکومت مرکزی قوی گردید. این وضعیت موجب شد که سرزمینهای آلمان تا قرن نوزدهم همچنان به صورت مجموعهای از ایالات مستقل باقی بمانند و وحدت سیاسی آنها به تأخیر بیفتد. در واقع، پیمان وستفالن ساختار سیاسی را متحول کرد. همچنین مسیر تاریخ سیاسی آلمان را نیز به شکلی پیچیده و چندلایه رقم زد.
در نهایت، پیمان وستفالن را میتوان نقطه آغاز دوران جدیدی دانست که در آن مفهوم حاکمیت ملی و استقلال دولتها جایگزین نظام امپراتوری چندملیتی شد. این تحول، با وجود پیچیدگیها و محدودیتهایش، پایههای سیاست مدرن در سرزمینهای آلمان را شکل داد و تأثیرات آن تا به امروز در ساختار سیاسی و فرهنگی این منطقه قابل مشاهده است.