تشکیل پیمان ورشو در بستر رقابتهای ایدئولوژیک و نظامی دوران جنگ سرد معنا پیدا میکند. پس از پایان جنگ جهانی دوم، جهان به دو بلوک عمده تقسیم شد: بلوک غرب به رهبری ایالات متحده و بلوک شرق تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی. ناتو به عنوان اتحاد نظامی کشورهای غربی شکل گرفت تا در مقابل تهدید شوروی ایستادگی کند. در پاسخ به این اتحاد، شوروی و کشورهای تحت نفوذش در اروپای شرقی به دنبال ایجاد یک ساختار امنیتی متقابل بودند که بتواند نفوذ غرب را محدود کند و همچنین انسجام داخلی بلوک شرق را حفظ نماید. پیمان ورشو در سال ۱۹۵۵ شکل گرفت و به عنوان یک اتحاد نظامی رسمی میان شوروی و هفت کشور دیگر بلوک شرق شناخته شد. این پیمان ابزاری برای مقابله با ناتو بود،. همچنین وسیلهای برای تثبیت کنترل شوروی بر متحدانش به حساب میآمد.
از سوی دیگر، پیمان ورشو بیشتر از آنکه صرفاً یک اتحاد دفاعی باشد، نمادی از تسلط شوروی بر سیاستهای داخلی و خارجی کشورهای عضو بود. ساختار فرماندهی مرکزی و حضور نیروهای شوروی در کشورهای عضو، نشاندهنده این واقعیت بود که پیمان ورشو به نوعی بازوی نظامی سیاستهای مسکو در اروپای شرقی محسوب میشد. این اتحاد همچنین زمینهساز سرکوب هرگونه جنبش استقلالطلبانه یا اصلاحطلبانه در کشورهای عضو بود؛ نمونه بارز آن دخالت نظامی در مجارستان در سال ۱۹۵۶ و چکسلواکی در سال ۱۹۶۸ بود. بنابراین، پیمان ورشو واکنشی به ناتو. همچنین ابزاری برای حفظ نظم ایدئولوژیک و سیاسی در بلوک شرق بود.
با گذشت زمان و تغییر شرایط جهانی، پایههای پیمان ورشو سستتر شد. فشارهای اقتصادی در اتحاد شوروی و کشورهای عضو، افزایش نارضایتیهای مردمی و تغییرات سیاسی در دهه ۱۹۸۰، به ویژه با ظهور میخائیل گورباچف و سیاستهای اصلاحی او، باعث شد که کنترل شوروی بر شرق اروپا کاهش یابد. سیاستهای «گلاسنوست» و «پراسپروکا» به نوعی اجازه دادند که کشورهای عضو پیمان ورشو استقلال بیشتری در تصمیمگیریهای داخلی خود داشته باشند. در این دوران، جنبشهای مردمی و خواستههای دموکراسیخواهانه در لهستان، مجارستان، آلمان شرقی و دیگر کشورها شدت گرفت و اتحاد شوروی دیگر توان سرکوب آنها را نداشت.
پیمان ورشو به تدریج از یک اتحاد نظامی یکپارچه به مجموعهای از کشورها با گرایشهای متفاوت بدل شد. فروپاشی دیوار برلین در سال ۱۹۸۹ و سقوط رژیمهای کمونیستی در اروپای شرقی، پایان کار این پیمان را رقم زد. در سال ۱۹۹۱، به طور رسمی پیمان ورشو منحل شد؛ این انحلال به دلیل شکست نظامی یا سیاسی،. همچنین به خاطر تغییر بنیادین در ساختار قدرت جهانی و پایان جنگ سرد بود. اتحاد شوروی که ستون فقرات این پیمان بود، خود در آستانه فروپاشی قرار گرفته بود و دیگر قادر به حفظ این اتحاد نبود. در نهایت، پیمان ورشو به عنوان نمادی از تقسیم جهان به دو قطب ایدئولوژیک و نظامی، پس از تقریباً چهار دهه نقشآفرینی، جای خود را به نظامیگری و همکاریهای جدید در دوران پس از جنگ سرد داد.