ایلات و عشایر در دوره قاجار از بازیگران مهم و تاثیرگذار عرصه سیاسی ایران بودند که نقششان فراتر از صرفاً یک نیروی نظامی یا اقتصادی به شمار میرفت. ساختار سیاسی و اجتماعی ایران در این دوره تا حد زیادی متکی به تعامل با این گروهها بود، چرا که حکومت مرکزی قاجارها در بسیاری از مناطق کشور توانایی اعمال قدرت مستقیم نداشت و ناگزیر به همکاری یا مصالحه با ایلات و عشایر بود. این امر موجب شد تا عشایر در تحولات سیاسی، چه در سطح محلی و چه در سطح کلان، جایگاهی ویژه پیدا کنند.
یکی از دلایل اهمیت سیاسی ایلات، تسلط آنها بر مناطق جغرافیایی استراتژیک و راههای ارتباطی بود. عشایر به واسطه سبک زندگی کوچنشینی و تسلط بر کوهستانها و دشتها، کنترل مسیرهای تجاری و نظامی را در دست داشتند. این موقعیت به آنها قدرت چانهزنی قابل توجهی در برابر حکومت مرکزی میداد و گاه به عنوان واسطه یا حتی رقیب حکومت عمل میکردند. به عنوان مثال، ایلهای بزرگ مانند قشقایی، بختیاری و ترکمن، در تأمین امنیت جادهها و مناطق مرزی نقش داشتند،. همچنین در برخی مقاطع تاریخی با حمایت یا مخالفت خود، سرنوشت دولت قاجار را تحت تأثیر قرار دادند.
از سوی دیگر، ساختار سیاسی قاجار به گونهای بود که به دلیل ضعف و ناتوانی در تمرکز قدرت، به حضور و مشارکت ایلات نیازمند بود. حکومت مرکزی اغلب برای مقابله با تهدیدات داخلی و خارجی، از نیروهای عشایری به عنوان نیروی نظامی استفاده میکرد. این همکاریها گاهی باعث تقویت موقعیت ایلات میشد و به آنها امکان میداد در سیاستهای محلی و حتی ملی دخالت کنند. در برخی موارد، رؤسای ایلات به مقامهای حکومتی یا نظامی منصوب شدند و نفوذ خود را در دربار و دستگاه حکومتی گسترش دادند.
با این حال، رابطه میان ایلات و حکومت قاجار همواره هماهنگ و بدون تنش نبود. در دورههایی که حکومت مرکزی تلاش میکرد تا قدرت خود را متمرکز کند یا اصلاحاتی را در ساختار اجتماعی و اقتصادی کشور اجرا نماید، ایلات با مقاومت روبرو شدند. سیاستهای حکومتی مانند مالیاتگیری، استقرار و کاهش کوچنشینی، یا تلاش برای کنترل بیشتر بر منابع طبیعی، باعث بروز درگیریها و شورشهای عشایری شد. این ناآرامیها تهدیدی برای ثبات داخلی به شمار میرفت،. همچنین نشاندهنده اهمیت و تأثیرگذاری ایلات در عرصه سیاسی بود.
همچنین، در تحولات بزرگتری مانند انقلاب مشروطه، ایلات و عشایر نقشهای متفاوت و گاه متضادی ایفا کردند. برخی از ایلها از مشروطهخواهان حمایت کردند و در دفاع از حقوق مردم و محدود کردن قدرت شاه شرکت داشتند، در حالی که گروههای دیگر به دلیل منافع خود یا وابستگی به دربار، مقابل این حرکت ایستادند. چنین تفاوتهایی در صفبندیها، نشاندهنده پیچیدگی و تنوع دیدگاهها و منافع ایلات در سیاست ایران بود.
در نهایت، نقش ایلات و عشایر در تحولات سیاسی دوره قاجار را نمیتوان صرفاً یک عامل بیرونی یا مخالف حکومت دانست. آنها بخشی از ساختار قدرت و شبکههای اجتماعی ایران بودند که با تعامل و گاه تقابل با حکومت، مسیر تاریخ سیاسی کشور را شکل دادند. این تعاملات پیچیده، بازتابدهنده شرایط ویژه زمانه و ساختارهای اجتماعی-اقتصادی ایران در آن دوره است که بدون درک آن نمیتوان تحلیل دقیقی از تحولات سیاسی قاجار ارائه داد.