سقوط حکومت نجیبالله در افغانستان یکی از پیچیدهترین و تأثیرگذارترین رویدادهای دهه ۱۳۷۰ خورشیدی بود که ریشههای آن در تعاملات داخلی و فشارهای خارجی به شدت تنیده شده بود. محمد نجیبالله، آخرین رهبر جمهوری دموکراتیک افغانستان، در شرایطی تلاش میکرد تا نظام خود را حفظ کند که هم ساختار قدرت داخلی متزلزل بود و هم حمایت بینالمللی به شدت کاهش یافته بود.
تزلزل ساختار داخلی و از دست رفتن مشروعیت
نجیبالله در ابتدا با حمایت شوروی به قدرت رسید و حکومتش تا حد زیادی مبتنی بر نیروی نظامی و ساختارهای امنیتی بود. اما پس از خروج نیروهای شوروی در سال ۱۹۸۹، این حمایت حیاتی به تدریج کمرنگ شد. حکومت نجیبالله به دلیل سیاستهای سرکوبگرانه و فساد گسترده درون دولت، نتوانست اعتماد مردم و بخشهای مختلف جامعه را جلب کند. گروههای جهادی و مخالف که در طول جنگ مقاومت کرده بودند، به تدریج جای پای خود را در مناطق مختلف کشور مستحکمتر کردند و حمایت مردمی بیشتری کسب کردند.
این وضعیت باعث شد که حکومت نجیبالله به جای تمرکز بر اصلاحات سیاسی و ایجاد وفاق ملی، بیشتر به سرکوب مخالفان و حفظ قدرت از طریق نیروهای امنیتی متکی باشد. در عین حال، جنگ داخلی و درگیریهای فرقهای درون کشور، انسجام اجتماعی و سیاسی افغانستان را به شدت تضعیف کرد. این شرایط، حکومت نجیبالله را در موقعیتی قرار داد که از درون متزلزل بود. همچنین توان مقابله با تهدیدات بیرونی را هم از دست داد.
کاهش حمایت شوروی و فشارهای بینالمللی
یکی از عوامل کلیدی سقوط حکومت نجیبالله، تغییرات در سیاست خارجی شوروی بود. با روی کار آمدن میخائیل گورباچف و اتخاذ سیاستهای جدید، حمایت نظامی و مالی شوروی از افغانستان به شدت کاهش یافت. این تغییر سیاست، به معنای از دست رفتن اصلیترین تکیهگاه حکومت نجیبالله بود. در حالی که شوروی به دنبال کاهش تنشها و خروج از باتلاق افغانستان بود، آمریکا و کشورهای منطقه از گروههای جهادی حمایت میکردند تا حکومت کمونیستی را سرنگون کنند.
این فشارهای بینالمللی و کاهش کمکهای خارجی، باعث شد حکومت نجیبالله در برابر حملات گروههای مخالف آسیبپذیر شود. تلاشها برای مذاکره و ایجاد توافق سیاسی با بخشی از گروههای جهادی نیز به دلیل بیاعتمادی و اختلافات عمیق شکست خورد. در نهایت، زمانی که شوروی رسماً حمایت خود را قطع کرد و نیروهای مخالف وارد کابل شدند، حکومت نجیبالله دیگر توان مقاومت نداشت و در سپتامبر ۱۹۹۲ سقوط کرد.
پیچیدگیهای سقوط نجیبالله نشان میدهد که ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی، ضعفهای ساختاری و تغییرات ژئوپلیتیکی باعث فروپاشی این حکومت شدند. این رویداد پایان یک دوره سیاسی بود. همچنین زمینهساز جنگهای داخلی و بحرانهای طولانیمدت در افغانستان شد که تا سالها ادامه یافت.