حمله عراق به کویت را میتوان نتیجه مجموعهای از عوامل پیچیده سیاسی، اقتصادی و تاریخی دانست که در بستر تحولات منطقهای و جهانی شکل گرفت. در سالهای پایانی دهه ۱۹۸۰، عراق پس از جنگ طولانی و ویرانگر با ایران، با مشکلات اقتصادی فراوانی روبرو بود. هزینههای سنگین جنگ و کاهش درآمد نفتی، دولت بغداد را در تنگنای مالی قرار داده بود و این وضعیت، انگیزهای قوی برای جستجوی منابع جدید درآمدی و تسویه بدهیها ایجاد کرد.
یکی از مهمترین دلایل تنش میان عراق و کویت، اختلاف بر سر تولید نفت و سهمیهبندی اوپک بود. کویت در آن زمان میزان تولید نفت خود را افزایش داده بود، اقدامی که بغداد آن را به عنوان ضربهای به اقتصاد خود میدید؛ زیرا افزایش عرضه نفت توسط کویت باعث کاهش قیمت جهانی نفت میشد و این موضوع به معنای کاهش درآمد عراق بود. علاوه بر این، عراق کویت را به استخراج غیرقانونی نفت از مخزنهای نفتی مشترک متهم میکرد. این اتهامات، به همراه بدهیهای هنگفت عراق به کشورهای حوزه خلیج فارس، به ویژه کویت، فضای خصومتآمیزی را میان دو کشور ایجاد کرد.
از سوی دیگر، عوامل سیاسی و تاریخی نیز نقش مهمی در شکلگیری این بحران داشتند. عراق، به رهبری صدام حسین، دیدگاه ارضی خاصی نسبت به کویت داشت و برخی از اعضای حکومت عراق کویت را بخشی از خاک خود میدانستند که در دوران استعمار بریتانیا جدا شده بود. این دیدگاه تاریخی، در کنار تمایل صدام به تقویت موقعیت منطقهای عراق و افزایش نفوذ خود در خلیج فارس، باعث شد تا او به فکر تصرف کویت بیفتد. همچنین، ضعف واکنش جامعه جهانی و سیاستهای متناقض قدرتهای بزرگ در آن زمان، به نوعی به بغداد این احساس را داد که میتواند با کمترین هزینه، اهداف خود را دنبال کند.
حمله نظامی عراق به کویت در اوت ۱۹۹۰، نتیجه این مجموعه عوامل بود که به شکلی انفجاری در هم آمیختند. این رویداد خلیج فارس را وارد بحرانی تازه کرد،. همچنین تعادل قدرت در منطقه را نیز به شدت تحت تأثیر قرار داد و پیامدهای گستردهای برای سیاستهای جهانی و منطقهای به دنبال داشت. در نهایت، میتوان گفت که این حمله از دل مشکلات اقتصادی و بدهیهای سنگین عراق، برخوردهای نفتی و منازعات تاریخی سر برآورد و به نقطهای رسید که صدام حسین تصمیم گرفت با اقدام نظامی، جایگاه عراق را در منطقه بازتعریف کند.