حمله شوروی به افغانستان در دسامبر ۱۹۷۹ نقطهای حساس در تاریخ معاصر منطقه و جهان بود که ریشههای آن را باید در مجموعهای از عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و بینالمللی جستوجو کرد. این رویداد
یکی از مهمترین عوامل داخلی افغانستان، ناپایداری سیاسی و بحرانهای ناشی از کودتای حزب دموکراتیک خلق افغانستان در سال ۱۹۷۸ بود. این کودتا که به نام کودتای ثور شناخته میشود، منجر به سرنگونی محمد داود خان و به قدرت رسیدن یک حکومت کمونیستی شد. اما این حکومت جدید
با مشکلات جدی روبرو بود؛ اصلاحات سریع و ایدئولوژیک آن، به ویژه در زمینه زمینداری و حقوق زنان، مخالفتهای گستردهای را در میان طبقات سنتی و قبایل مختلف به دنبال داشت. این نارضایتیها به شورشها و جنگ داخلی دامن زد و حکومت را در موقعیتی شکننده قرار داد.
از سوی دیگر، شوروی که در آن زمان به عنوان قدرت بزرگ کمونیستی در جهان شناخته میشد، نگران گسترش ناپایداری در مرزهای جنوبی خود بود. افغانستان از نظر جغرافیایی اهمیت استراتژیکی داشت؛ همسایگی با جمهوریهای آسیای میانه شوروی و نزدیکی به خلیج فارس و هند، این کشور
را به نقطهای حساس تبدیل کرده بود. مسکو نگران بود که سقوط حکومت کمونیستی افغانستان یا تبدیل شدن آن به کشوری ناپایدار، به نفوذ غرب و به ویژه آمریکا در منطقه دامن بزند. این نگرانیها در چارچوب جنگ سرد و رقابت ایدئولوژیک شرق و غرب تشدید میشد.
علاوه بر این، شوروی به دنبال تثبیت نفوذ خود در منطقه و حفظ یک حکومت دوست در افغانستان بود که بتواند به عنوان یک متحد استراتژیک در برابر کشورهای همسایه و غرب عمل کند. دولت کمونیستی افغانستان به دلیل
ناتوانی در کنترل اوضاع داخلی و سرکوب مخالفان، به شدت وابسته به حمایت نظامی و اقتصادی شوروی شده بود. این وابستگی به مرور زمان باعث شد که مسکو احساس کند برای حفظ منافع خود باید مستقیماً وارد عمل شود.
از منظر اقتصادی، افغانستان کشوری فقیر و توسعهنیافته بود که با مشکلات متعددی روبرو بود. شوروی امیدوار بود با تثبیت حکومت کمونیستی و اجرای برنامههای توسعهای، بتواند ثبات نسبی را به منطقه بازگرداند و از منابع طبیعی و موقعیت جغرافیایی افغانستان بهره ببرد. البته این جنبه اقتصادی در مقایسه با دلایل سیاسی و امنیتی اهمیت کمتری داشت، اما نمیتوان آن را نادیده گرفت.
در سطح بینالمللی، تحولات منطقهای و جهانی نیز نقش تعیینکنندهای داشتند. آمریکا و متحدانش به دنبال محدود کردن نفوذ شوروی در خاورمیانه و آسیای مرکزی بودند. حمایتهای مخفیانه غرب از گروههای مخالف حکومت کمونیستی افغانستان، به ویژه مجاهدین، باعث افزایش تنشها شد. در چنین شرایطی، شوروی تصمیم گرفت با ورود نظامی مستقیم به افغانستان، کنترل اوضاع را به دست گیرد و از گسترش بحران جلوگیری کند.
حمله شوروی در واقع پاسخی به مجموعهای از عوامل داخلی و خارجی بود که همزمان فشارهای زیادی بر حکومت کمونیستی افغانستان وارد میکردند. این اقدام با این حال، این تصمیم پیامدهای گستردهای داشت و باعث آغاز یک جنگ طولانی و پرهزینه شد که تأثیرات آن تا سالها بعد در منطقه و جهان باقی ماند.