در سدهی یازدهم میلادی، جهان مسیحیت و اسلام در منطقهای که امروز خاورمیانه نامیده میشود، در وضعیتی پیچیده و پرتنش قرار داشتند. امپراتوری بیزانس که آخرین بازماندههای قدرت روم شرقی بود، در مقابل فشارهای مسلمانان سلجوقی دچار ضعف شده بود و بخشهای مهمی از قلمرو خود را از دست داده بود. این تحولات، زمینهای فراهم آورد تا قدرتهای غربی مسیحی به فکر بازپسگیری سرزمینهای مقدس بیفتند. اما این تنها یک مسئله نظامی نبود؛ عوامل مذهبی، سیاسی و اقتصادی نیز در شکلگیری این رویداد بزرگ نقش داشتند.
یکی از عوامل مهم آغاز جنگهای صلیبی، درخواست کمک امپراتور بیزانس، آلکسیوس یکم، از پاپ اوربان دوم بود. بیزانسیها که در مقابل پیشروی سلجوقیان در آسیای صغیر به شدت آسیب دیده بودند، به دنبال نیرویی بودند تا بتواند تعادل قدرت را به سود خود تغییر دهد. پاپ اوربان دوم اما این درخواست را فراتر از یک کمک نظامی دید و آن را فرصتی برای متحد کردن مسیحیان غرب اروپا تحت پرچم کلیسا و بازپسگیری اورشلیم، شهری که برای مسیحیان اهمیت مذهبی فراوان داشت، قلمداد کرد.
در این میان، شرایط داخلی اروپا نیز به شدت تأثیرگذار بود. در اواخر قرون وسطی، جمعیت اروپا افزایش یافته بود و منابع محدود، فشارهای اقتصادی و اجتماعی را افزایش داده بود. بسیاری از اشراف و شوالیهها که درگیر نزاعهای داخلی و جنگهای محلی بودند، فرصتی برای جستجوی ثروت و زمین در سرزمینهای شرقی میدیدند. همچنین، روحیهی مذهبی عمیق و باور به پاداشهای اخروی برای کسانی که در راه خدا جنگ میکردند، انگیزهای قوی برای شرکت در این کارزارها بود.
پاپ اوربان دوم در شورای کلرمون در سال ۱۰۹۵ میلادی، فراخوانی تاریخی برای جنگ صلیبی صادر کرد و از مسیحیان خواست تا به سوی اورشلیم حرکت کنند و سرزمینهای مقدس را از دست مسلمانان بازپس گیرند. این دعوت بازتابی از سیاست کلیسایی برای افزایش نفوذ و قدرت خود بود،. همچنین پاسخی به فشارهای داخلی اروپای غربی و همچنین فرصتی برای ایجاد وحدت میان اقشار مختلف جامعه مسیحی به شمار میرفت.
از سوی دیگر، مسلمانان منطقه نیز درگیر مسائل داخلی و رقابتهای قدرت بودند. خلافتهای مختلف و حکومتهای محلی، به جای اتحاد، بیشتر به دنبال تثبیت موقعیت خود بودند و این تفرقه، امکان مقاومت مؤثر در برابر حملات صلیبی را کاهش داد. چنین وضعیتی به مسیحیان غربی اجازه داد تا با نیرویی متحد و سازمانیافته به سوی سرزمینهای شرقی حرکت کنند.
در نهایت، جنگهای صلیبی نتیجهی تلاقی چندین عامل بود: ضعف سیاسی بیزانس، فشارهای اقتصادی و اجتماعی در اروپا، انگیزههای مذهبی و سیاسی کلیسا، و همچنین شرایط نامناسب در دنیای اسلام. این جنگها بازتابی از تحولات آن زمان بودند،. همچنین آغازگر دورهای طولانی از برخورد فرهنگی و نظامی بین شرق و غرب شدند که تأثیرات آن تا قرون بعدی ادامه یافت.