جنبش ملی شدن نفت در ایران یکی از مهمترین تحولات سیاسی و اجتماعی نیمه اول قرن بیستم بود که ریشههای آن را باید در ترکیب عوامل داخلی و فشارهای خارجی جستوجو کرد. از دهههای پایانی قرن نوزدهم، شرکتهای نفتی غربی به ویژه شرکت نفت انگلیس و ایران (آنگلو-ایرانی) کنترل عمده منابع نفتی ایران را در دست داشتند. این وضعیت به تدریج باعث نارضایتی گسترده در میان طبقات مختلف جامعه ایرانی شد، چرا که درآمدهای نفتی عمدتاً به خارج از کشور منتقل میشد و سهم کمی به توسعه داخلی اختصاص مییافت.
در این شرایط، رشد آگاهی سیاسی و اقتصادی در میان روشنفکران، تجار و حتی کارگران نفت، زمینه را برای طرح ایده ملی شدن نفت فراهم کرد. نارضایتی از نفوذ بیرویه شرکتهای خارجی و احساس بیعدالتی اقتصادی، به ویژه در دوره پس از جنگ جهانی دوم که ایران شاهد تحولات سیاسی و اجتماعی گستردهای بود، به سرعت افزایش یافت. در این دوره، جنبشهای اجتماعی و سیاسی متعددی شکل گرفتند که خواستار اصلاحات اقتصادی و سیاسی بودند. این جنبشها به تدریج به هم پیوستند و جریان ملی شدن نفت را شکل دادند.
نقش محمد مصدق و مجلس شورای ملی در تحولات ملی شدن نفت
یکی از عوامل کلیدی در شکلگیری جنبش ملی شدن نفت، فعالیتهای سیاسی محمد مصدق بود. مصدق که تجربههای متعددی در عرصه سیاست ایران داشت، توانست با بهرهگیری از حمایت بخشهای مختلف جامعه و نمایندگان مجلس، مسئله نفت را به یکی از موضوعات اصلی سیاست داخلی تبدیل کند. او با تأکید بر حق حاکمیت ملی بر منابع طبیعی، توانست توجه افکار عمومی را به اهمیت کنترل نفت جلب کند. در سال ۱۳۲۹ خورشیدی، پس از کشمکشهای فراوان، مجلس شورای ملی طرح ملی شدن صنعت نفت را تصویب کرد که نقطه عطفی در تاریخ ایران به شمار میرود.
این تصویب یک اقدام قانونی. همچنین بیانگر اراده جمعی برای پایان دادن به نفوذ شرکتهای خارجی بود. اما این حرکت با واکنشهای شدید بریتانیا و آمریکا مواجه شد که منافع خود را در خطر میدیدند. فشارهای سیاسی و اقتصادی خارجی، به همراه چالشهای داخلی، مانند مخالفت برخی گروههای سیاسی و اقتصادی، نشان داد که ملی شدن نفت تنها یک مسئله اقتصادی نیست بلکه به یک بحران سیاسی و بینالمللی تبدیل شده است. این بحران در نهایت به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ انجامید که روند ملی شدن نفت را برای مدتی متوقف کرد.
جنبش ملی شدن نفت در ایران، نتیجه ترکیبی از خواستههای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی بود که در بستر تحولات داخلی و فشارهای خارجی شکل گرفت. این جنبش نشان داد که منابع طبیعی کالایی اقتصادی. همچنین نمادی از استقلال و حاکمیت ملی است. همچنین، تجربه ملی شدن نفت در ایران، الگویی برای دیگر کشورهای نفتخیز جهان شد که در پی کنترل منابع خود برآمدند و مسیر جدیدی را در روابط بینالملل و سیاستهای اقتصادی رقم زدند.