رفتن به محتوا
یادداشت‌های یک روزنامه‌نگار

تفاخرهای دارا

برای یک مطالعه آرام

من هر از گاهی که دیوان “دارا” می‌خوانم بیش از همه تفاخر و خودستایی‌های او خوشم می‌آید.
دارا با آن‌که در زندگی اجتماعی خود ظاهرا انسان متواضع و فروتنی بوده است، اما در اشعار دارا نشانه‌های زیادی از خودستایی و تفاخر را می‌توان یافت، هرچند او خودش می‌دانسته که شهره آفاق نخواهد شد.
با آنکه هیچ شاعری در زبان فارسی به قدر حافظ خود ستایی‌های دل‌نشین و خوشایند ندارد، اما از خودستایی‌های دارا نیز به آسانی نمی‌توان گذشت.
من در اینجا شماری از خودستایی‌های موجود در شعر دا را می‌نویسم:

بس‌که از رشح قلم گوهر فشانی می‌کند
می‌توان گفتن دل “دارا” محیط گوهر است

سیر گل‌زار معانی نزد ارباب خرد
غور مضمون‌های رنگارنگ “دارا” کردن است

بلبل گلزار عرفان است “دارا” جغد نیست
گرچه در ویرانه زنگی سبا افتاده است

در دل “دارا” شرار آه می‌جوشید دوش
هردم این فواره‌های آتش‌افشان سیر داشت

گر سخن این‌ست “دارا” خالی از لاف‌وگزاف
نکته‌سنجی چون تو از خاک خراسان برنخواست

“دارا” قلمم نیشکر از شهد سخن شد
هر چند که هر‌ نی نه شکر داشته باشد

می‌شود منقار بلبل غنچه‌ی نشگفته‌ای
در گلستانی که “دارا” گرم شیون می‌شود

طبع “دارا” گر از این بیش شدی نغمه‌سرا
نشدی زمزمه عرفی شیراز بلند

در گلشنی که نغمه “دارا” شود بلند
گل گوش خود به مرغ خوش الحان نمی‌کند

این غزل را می‌نویسد بر بیاض آفتاب
گر عطارد چشم بر دیوان “دارا” افگند

آب و رنگ، این‌همه در شعر میفزا “دارا”
ورنه بلبل عوض گل ز تو دیوان دزدد

تا ز روح خواجه احرار استمداد کرد
روح خاقانی حسد بر شعر “دارا” می‌برد

هر کس سرود مستی “دارا” شنید گفت
این رند مست باده شیراز می‌زند

صوفیان را در تصوف می‌دهم “دارا” سبق
گرچه در می‌خانه‌ها هم‌سلک رندانم هنوز

بود کیفیتی در شعر “دارا”
که نتوان یافت در صهبای شیراز

شیرینی کلام به “دارا” رسیده است
نزدش مقال طوطی شکر شکن مگو

می‌شدی “دارا” چو صائب در سخن نامت بلند
از خراسان جای اگر در اصفهان می‌داشتی

نیاورد چو منی روزگار بعد از من
که خاتم‌الشعرایی سزای شان من است
به رتبه‌ای که مرا برده است طبع بلند
کی‌را مجال رسیدن به آستان من است
گر ابلهان نشناسند قدر من دارا
چه باک؛ طبع خرمند قدردان من است

گر ز خوان رزق کمتر آب و نانم داده‌اند
نعمتی چون سیر چشمی زین جهانم داده‌اند
روضه رضوان که خلقی آرزویش می‌کنند
در فراغت خانه‌ عزلت نشانم داده‌اند
با تهیدستی ز گنج دولت روی زمین
همت عالی‌تر از هفت آسمانم داده اند

به پایان این نوشته رسیدید.

شاید بخواهید بخوانید

گفت‌وگو درباره این نوشته

دیدگاه شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دنبال چه می‌گردید؟

در میان مقاله‌ها، یادداشت‌ها و صفحات سایت جست‌وجو کنید.

همه چیز در دسترس

جعبه ابزار شما

خبرخوانخبرهای افغانستان و جهان نرخ اسعارنرخ ارزهای مختلف آب‌وهواوضعیت شهرها و ولایت‌ها تلویزیون زندهتماشای شبکه‌های تلویزیونی رادیو زندهصدای رادیوها قرآن صوتیشنیدن تلاوت قرآن اوقات شرعیزمان نمازها لرزه‌نگاریرویدادهای زمین‌لرزه

جهان نوشته‌ها

معلومات عمومی۱۰۲۸ نوشتهصحت۵۵۴ نوشتهآموزش‌ها۴۴۱ نوشتهتاریخ۴۳۳ نوشتهچرا ها؟۳۳۲ نوشتهوبلاگ۱۹۱ نوشتهمهارت‌های زندگی۸۹ نوشتهمبانی فلسفه‌ی غرب۵۰ نوشتهآموزش ساده پایتون۵۰ نوشتهاحمد ظاهر۴۷ نوشتهآلمان۲۵ نوشتهمهاجرت۲۲ نوشتهموسیقی۲۰ نوشتهکتابخانه۱۷ نوشتهپادکست۱۷ نوشتهورزش۱۵ نوشتهفرهنگ و هنر۱۵ نوشتهخبر۱۵ نوشتهمقالات۱۵ نوشتهخلاصه کتاب۱۵ نوشتهمحلی هراتی۱۴ نوشتهخبرها۱۴ نوشتهزبان آلمانی۱۳ نوشتههمه۱۳ نوشتهجامعه۱۳ نوشتهروایت‌ها۱۲ نوشتهدانش۱۲ نوشتهسلامت۱۲ نوشتهدرست بنویسیم۱۱ نوشتهسیاست۱۱ نوشتهیادداشت‌ها۱۱ نوشتهگزارش‌ها۱۱ نوشتهاصطلاحات سیاسی۱۰ نوشتهمقاله‌ها۱۰ نوشتهچگونه ویزا بگیریم؟۹ نوشتهشب‌نامه‌ها۸ نوشتهویژه۸ نوشتهابزار۸ نوشتهمطالب مناسبتی۶ نوشتهچگونه۶ نوشتهدنیای مهاجرت۶ نوشتهسفرنامه‌ها۶ نوشتهزندگی۶ نوشتهخبرها۵ نوشتهدانلود۵ نوشتهتکنالوژی۵ نوشتههوش مصنوعی۵ نوشتهکلاسیک۵ نوشتهپخش زنده تلویزیون های افغانستان۴ نوشتهمصاحبه‌ها۴ نوشتهآمار و ارقام مهاجرین۳ نوشتهکتاب۲ نوشتهپانزده اگست۱ نوشته

برای خواندن بعدی

نوشته‌هایی که در همین مرورگر ذخیره کرده‌اید.

منوی پیمان

PHP Code Snippets Powered By : XYZScripts.com
Verified by MonsterInsights