مجلس حفظالصحه چگونه بهداشت را به کار حکومت تبدیل کرد؟

بخشهای این نوشته
مقابله با بیماری در ایران قاجاری، بهتدریج از دیدار پزشک و بیمار فراتر رفت. کنترل رفتوآمد، نظافت شهر، ثبت مرگها و تامین هزینه پیشگیری، به تصمیمهای اداری نیاز داشت. مجلس حفظالصحه یکی از نهادهایی بود که این کارها را به بحث مشترک پزشکان و مقامهای حکومتی تبدیل کرد. تاریخ آن مسیر ساده و پیوستهای ندارد. شورا چند بار سازمان یافت، فعالیتش کاهش یافت و دوباره احیا شد. اسناد، این فراز و فرود را بهتر از روایت یک افتتاح باشکوه نشان میدهند.
آغاز شورا، یک تاریخ بیاختلاف ندارد
تاریخ رسمی سازمان جهانی بهداشت، از شورایی در تهران یاد میکند که حدود ۱۲۴۶ هجری شمسی در اصل تاسیس شده بود، اما جلسههای منظم و منابع مالی نداشت. امیرارسلان افخمی نیز در پژوهش ایرانیکا، تشکیل شورای بهداشتی به دستور ناصرالدینشاه و با نقش ژوزف دزیره تولوزان را در همین دوره قرار میدهد.۱، ۲
در مقابل، چکیده مقاله محمدحسین عزیزی، میان شوراهای مقدماتی و غیررسمی و تشکیل نهادی رسمی حدود ۱۲۶۰ خورشیدی تفاوت میگذارد. این اختلاف را نمیتوان با انتخاب خاموشانه یک سال از میان منابع حل کرد. آنچه روشنتر است، وجود چند مرحله در شکلگیری سازمان بهداشت است. در این نوشته، برای «نخستین تاسیس» روز و ماه قطعی تعیین نمیکنیم.۳
بازسازماندهی در ۱۲۸۳ چه معنایی داشت؟
گزارش تاریخی سازمان جهانی بهداشت، فرمان شاه در ۱۲۸۳ خورشیدی را مرحله تازه تشکیل شورای بهداشتی کشور میداند. در این نهاد ملی، نمایندگان طبی دولتهای دیگر نیز حضور داشتند. گزارش جلسهها برای سفارتها و سپس برای دفتر بینالمللی بهداشت عمومی فرستاده میشد. در نتیجه، شورا هم بخشی از اداره داخلی بود و هم در شبکه تبادل اطلاعات فرامرزی جای میگرفت.۱
این کتاب، شوراهای بهداشتی منطقه را با نظام منطقهای سازمان جهانی بهداشت یکسان نمیگیرد. تفاوت ترکیب اعضا، اختیار و توان اجرایی آنها اهمیت داشت. از این رو، مجلس حفظالصحه را نباید نسخه قدیمی یک سازمان امروزی دانست. برای شناخت آن باید مقررات و امکانات زمان خودش را بررسی کرد.۱
یک گزارش همزمان چه چیزی میگوید؟
در شماره سال ۱۹۰۴ نشریه رسمی Public Health Reports امریکا، گزارشی با عنوان «شورای بهداشتی شاهنشاهی ایران» چاپ شده است. گزارش، سازمانیافتن شورا در مرداد ۱۲۸۳ را به فرمان شاه و با هدف اجرای تدابیر کنفرانس بهداشتی پاریس مرتبط میکند. ریاست به داکتر اشنایدر، پزشک فرانسوی دربار، سپرده شده بود.۴
فهرست اعضا نشان میدهد که کار به پزشکان محدود نبود. نمایندگان امور داخله، خارجه، گمرک، پست و معارف، رئیس بلدیه تهران و مسئول پولیس نیز در ترکیب پیشبینیشده حضور داشتند. پزشکان دربار، پزشکان نمایندگیهای خارجی و پزشکان ایرانی منتخب شورا، بخش طبی این مجموعه را میساختند. چنین ترکیبی نشان میدهد که اداره بهداشت به مرز، شهر، آموزش و ارتباطات مربوط میشد.۴
همان گزارش، جلسه عادی ماهانه و جلسه فوقالعاده هنگام ضرورت را در برنامه شورا میآورد. همچنین خبر میدهد که نخستین جلسه برگزار شده و کمیتهای برای بررسی و گزارش درباره قبرستانها و کشتارگاههای تهران تعیین شده است. این سند از تشکیل کمیته خبر میدهد. بهتنهایی ثابت نمیکند که تمام اصلاحات مورد نظر اجرا شده بودند.۴
بهداشت فقط توقف مسافر در مرز نبود
افخمی در بررسی کار شورا، از طرح نیازهایی مانند رختشویخانه عمومی، پوشاندن مجاری آب، پاککاری خیابان و انتقال کشتارگاهها و قبرستانها به بیرون دیوار شهر یاد میکند. این مسائل، موضوع بهداشت را به شکل اداره تهران پیوند میدادند. وجود پزشک یا صدور توصیه، جای ساخت تاسیسات و تامین هزینه نگهداری آنها را نمیگرفت.۲
برای درک این شهر، مقاله سرشماریهای قاجاری تهران زمینه مفیدی فراهم میکند. در آنجا نیز روشن میشود که ثبت جمعیت، خانهها و مشاغل با شناخت کامل شرایط زندگی یکسان نبود. به همین ترتیب، دانستن شمار مرگها، آغاز پرسش درباره وضع آب و محیط بود و خودبهخود به معنای رفع مشکل محسوب نمیشد.
بودجه و اختیار، فاصله تصمیم تا اجرا را تعیین میکردند
در روایت افخمی، پزشکان ایرانی تحصیلکرده بهتدریج نقش فعالتری در شورا گرفتند و برای بودجه مستقل تلاش کردند. بخشی از عواید مربوط به رفتوآمد زائران و انتقال اجساد به شهرهای زیارتی عراق، با پیگیری در مجلس به کار بهداشت اختصاص یافت. شورا برای ساخت قرنطینه و توسعه خدمات طرح داشت. با این حال، شبکهای کافی برای حفاظت بهداشتی سراسر شهرها و روستاهای کشور به وجود نیامده بود.۲
ارزیابی این تجربه به دو نوع شاهد نیاز دارد: سند تصمیم و سند عملکرد. متن فرمان، صورتجلسه، حساب هزینه و گزارش محلی، هرکدام پرسش متفاوتی را پاسخ میدهند. اگر تنها خبر تشکیل شورا را داشته باشیم، نمیتوانیم کاهش بیماری را به آن نسبت بدهیم. اگر فقط از ناکامی یک قرنطینه بخوانیم، نمیتوانیم تمام فعالیت شورا را نادیده بگیریم.
تبادل خبر نیز اهمیت داشت. در کنار این موضوع میتوان تاریخ شبکه تلگراف ایران را خواند. زیرساخت ارتباطی، اداره و دانش طبی، هرکدام بخش جداگانهای از توان حکومت بودند. مجلس حفظالصحه را از همین پیوندها میتوان شناخت: تلاشی برای تبدیل نگرانی از بیماری به کار منظم اداری، با منابع محدود و مسئولیتهایی که هنوز در حال تعریفشدن بودند.
پانویسها و منابع
- سازمان جهانی بهداشت، The First Ten Years of the World Health Organization، ژنو، ۱۹۵۸، ص ۳۴، بخش شوراهای بهداشتی پیش از تشکیل سازمان.
- امیرارسلان افخمی، Health in Persia iii. Qajar Period، دانشنامه ایرانیکا، جلد ۱۲، صص ۱۰۴ تا ۱۱۱، ۲۰۰۳، بخشهای مجلس حفظالصحه و بودجه.
- محمدحسین عزیزی، The Historical Backgrounds of the Ministry of Health Foundation in Iran، Archives of Iranian Medicine، جلد ۱۰، شماره ۱، ۲۰۰۷، صص ۱۱۹ تا ۱۲۳. استفاده این نوشته از چکیده در دسترس مقاله است.
- سرویس بهداشت عمومی و بیمارستانهای دریایی امریکا، The Persian Imperial Sanitary Board، Public Health Reports، ۲۸ اکتبر ۱۹۰۴، صص ۲۲۲۴ تا ۲۲۲۵، نسخه دیجیتال آرشیو CDC. تاریخ میلادی در این ارجاع، مشخصات شماره نشریه است.
تصویر شاخص: پرتره ژوزف دزیره تولوزان، نقاش ناشناس، مجموعه هنر و تاریخ شهر ژنو، شماره ۱۹۷۱-۰۱۰۷-۰۵۶۵. منبع: ویکیانبار، مالکیت عمومی. بازتولید وفادار از نسخه نمایشی فایل ثبتشده. تولوزان مربوط به مرحله پیشین شورا است و تصویر او، عکس اشنایدر یا جلسه شورا در ۱۲۸۳ نیست.


