سرشماریهای قاجاری چه تصویری از مردم تهران ثبت کردند؟
بخشهای این نوشته

سرشماریهای تهران در دوره قاجار، شهر را به مجموعهای از خانهها، محلهها و گروههای جمعیتی تبدیل کردند که میشد درباره آنها عدد نوشت. اما هر شمارش، موضوع و محدوده یکسانی نداشت. ثبت ساختمانها با شمارش ساکنان تفاوت داشت و جمعیت داخل حصار نیز الزاماً همه کسانی را که با تهران پیوند داشتند دربر نمیگرفت. خواندن این اسناد به شناخت روش تولید آنها نیاز دارد.[۱][۲]
خانهشماری با شمارش مردم یکسان نبود
اعظم خاتم در رساله دانشگاه یورک، چند مرحله از آمارگیری تهران را کنار هم قرار میدهد. در اوایل دهه ۱۲۳۰، ثبت خانهها و بناهای پایتخت انجام شد. در اواخر دهه ۱۲۴۰، کار عبدالغفار نجمالدوله به شمارش جمعیت پرداخت. در حدود سال ۱۲۷۹ نیز آخذ علیشاه با پشتیبانی نظمیه، واحدهای مسکونی و تجارتی را ثبت کرد. این فهرست، موضوعهای متفاوت آمارگیری را آشکار میکند.[۲]
از این تفاوت یک نتیجه روشی به دست میآید. افزایش شمار بناهای ثبتشده را نمیتوان مستقیماً افزایش جمعیت دانست. برای مقایسه دو دفتر باید معلوم باشد که واحد شمارش «خانه»، «خانوار»، «ساختمان» یا «فرد» بوده است. یک خانه ممکن بود بیش از یک خانوار داشته باشد و یک واحد تجارتی نیز محل سکونت نباشد.
نجمالدوله چه کسانی را شمرد؟
فیروز توفیق در مدخل «سرشماری» ایرانیکا، شمارش نجمالدوله را از نخستین تجربههای سبک جدید معرفی میکند. بنا بر این پژوهش، کار به فرمان ناصرالدینشاه، با کمک هشت شاگرد دارالفنون و طی پنجاهوشش روز انجام شد. مبنای شمارش، جمعیت حاضر بود، یعنی کسانی که شب را در خانهها میگذراندند.[۱]
در همان ثبت، جمعیت کل ۱۵۵٬۷۳۶ نفر آمده است. از این میان، ۸٬۴۸۰ نفر نظامی و ۱۴۷٬۲۵۶ نفر غیرنظامی بودند. اطلاعات غیرنظامیان به ارگ، عودلاجان، چالمیدان، سنگلج، بازار و بخشهای بیرون محدوده شهر تفکیک شده بود. شمار خانهها نیز ۹٬۷۴۱ ثبت شده است.[۱]
این اعداد، نتیجه همان شمارشاند. تعریف جمعیت حاضر به ما اجازه نمیدهد آنها را بدون توضیح، برابر با شمار همه افراد متولد تهران، همه دارندگان ملک یا همه ساکنان دائمی پایتخت بگیریم. معنای عدد به قاعدهای بستگی دارد که شمارندگان به کار بردهاند.
چرا مردم از پاسخدادن میترسیدند؟
روحالله نصراللهی در رساله دانشگاه آکسفورد، شرح نجمالملک از دشواری گردآوری اطلاعات را بررسی کرده است. در این شرح، بخشی از مردم نگران بودند که آمارگیری مقدمه گرفتن پول برای خندق تازه، اخراج غریبهها یا وضع مالیات سرانه باشد. بنابراین اکراه در پاسخدادن، بخشی از خود فرایند تولید آمار بود.[۳]
روشی که در این متن توضیح داده میشود، سه مرحله داشت. نخست از مسئول محله درباره خانوادهها اطلاعات گرفته میشد. سپس شمارندگان به خانهها میرفتند و درباره تعداد و سن اعضا میپرسیدند. سرانجام، پاسخ خانوادهها با اطلاعات مسئول محله مقابله میشد. این مقابله برای کنترل ناسازگاری پاسخها اهمیت داشت، اما بهتنهایی حذف همه خطاها را ثابت نمیکند.[۳]
تاریخ اسناد هم نیاز به بررسی دارد
در تاریخگذاری شمارش نجمالدوله اختلاف وجود دارد. ایرانیکا آن را در زمستان ۱۲۴۶ تا آغاز ۱۲۴۷ قرار میدهد. نصراللهی در بررسی متن، پایان کار را در سال ۱۲۴۸ میگذارد. در این مقاله این دو تاریخ یکسان فرض نشدهاند. تعیین علت اختلاف، به مقابله نسخه اصلی، تاریخ پایان متن و گزارشهای همزمان نیاز دارد.[۱][۳]
گزارش یک دیپلمات چه محدودیتی را نشان میدهد؟
در یادداشت جان پرسیوال سامراسکیل، دیپلمات بریتانیایی، درباره آمار تهران در اوایل دهه ۱۳۱۰، بخشی نیز به شمارشهای پیشین اختصاص یافته است. این یادداشت، شمارشی در دهه ۱۲۶۰ را «نخستین» میخواند، در حالی که پژوهشهای یادشده اسناد قدیمیتری را معرفی میکنند. بنابراین حتی یک گزارش آرشیوی هم ممکن است همه سابقه موجود را در اختیار نداشته باشد.[۴]
سامراسکیل درباره دقت ارقام و شیوه توزیع برگهها پرسش مطرح میکند. او در عین حال، گردآوری حجم زیادی از اطلاعات و تنظیم منسجم آنها را به رسمیت میشناسد. ارزش این گزارش در ثبت نگاه یک ناظر معاصر است. داوری او درباره صحت آمار، جای بررسی مستقل دفاتر و روش شمارش را نمیگیرد.[۴]
از این اسناد چه تاریخی میتوان نوشت؟
خاتم، آمارگیری را در کنار نقشهبرداری و تغییر فضای تهران بررسی میکند. در این نگاه، ثبت شهر بخشی از تحول ابزارهای اداره پایتخت بود. دفترها میتوانند به شناخت سازمان محلهها و شیوه دستهبندی جمعیت کمک کنند، به شرط آنکه تفاوت اسناد حفظ شود.[۲]
نقشه همراه مقاله، تهران دوره ناصری را نشان میدهد و در ویکیانبار به عبدالغفار نجمالملک نسبت داده شده است. این نقشه، برگه سرشماری نیست. کاربرد آن در اینجا، کمک به تصور فضای شهری است که محلهها و حصار آن در اسناد مطرح میشوند.[۵]
برای پیگیری تحول ارتباطات و اداره کشور، میتوان پژوهش مسیر تلگراف هند و اروپا در ایران و مقاله ورود نخستین تمبرها به پست ایران را نیز خواند. کنار هم گذاشتن این موضوعها، پرسش درباره ابزارهای تازه اداره را از سرگذشت یک دستگاه یا یک مأمور فراتر میبرد.
منابع و پانویسها
- فیروز توفیق، «Census i. In Iran»، دانشنامه ایرانیکا، جلد پنجم، صص ۱۴۲ تا ۱۵۲، بخش شمارشهای شهری دوره قاجار. متن پژوهش.
- اعظم خاتم، «Tehran Urban Reforms Between Two Revolutions»، رساله دکتری دانشگاه یورک، ۱۳۹۴، صص ۲۹ و ۳۰، بخش دانش و قدرت در تهران سده سیزدهم. نسخه دانشگاه.
- روحالله نصراللهی، «Religious Institutions in 19th-Century Tehran: Shari‘a Law in a City in Transition»، رساله دکتری دانشگاه آکسفورد، ۱۴۰۱، بخش ۴.۳، صص ۱۸۳ تا ۱۸۵. نسخه دانشگاه. مطالب نجمالملک در این مقاله به واسطه این پژوهش نقل به مضمون شدهاند.
- جان پرسیوال سامراسکیل، یادداشت درباره سرشماری تهران، در پرونده «Persia: Tehran Census, 1933»، کتابخانه بریتانیا، IOR/L/PS/12/106، برگ ۸ رو، کتابخانه دیجیتال قطر. تصویر و شرح سند.
- نقشه تهران دوره ناصری، منسوب به عبدالغفار نجمالملک، با مشخصات مهندسان میرزا محمود منجمباشی و رضاقلیخان در شرح ویکیانبار. منبع ثبتشده: شهر فرنگ. مشخصات تصویر و مالکیت عمومی. تصویر از نسخه نمایشی فایل اصلی بازتولید شده است.


