فریدریش مرتس که در فارسی برخی نیز املای او را مرتز مینویسند یکی از برجستهترین سیاستمداران معاصر آلمان و نمایندۀ شاخص گرایش محافظهکار در حزب دموکراتمسیحی (CDU)، اکنون منصب صدر اعظم آلمان را در اختیار دارد. صعود او به این جایگاه، نماد بازگشت راست سنتی به مرکز قدرت پس از سالها سلطهی جریان میانهرو به رهبری آنگلا مرکل است. او با نگاهی ریشهدار به ارزشهای کلاسیک دموکراتمسیحی، سعی در بازتعریف مسیر حزب در دورۀ پسامرکل دارد.

مرتس در دوران پس از کنارهگیری مرکل، بهعنوان گزینهای برای احیای اقتدار سنتی حزب ظاهر شد؛ چهرهای که منتقد سیاستهای مهاجرتی و مالی مرکل بود و خواهان بازگشت به اصول بازار آزاد و سختگیری در سیاست داخلی. او در رقابتهای درونحزبی، با اتکا بر پایگاه وفاداران سنتی حزب و حمایت بخش خصوصی، به تدریج رهبری CDU را به دست گرفت و راه را برای صدر اعظمی هموار ساخت.
اکنون که او در مقام صدر اعظم ایستاده، نگاهها به توانایی او برای ایجاد ثبات سیاسی، بازسازی اعتماد عمومی و مقابله با چالشهای اقتصادی و ژئوپلیتیک دوخته شده است. دورۀ صدارت مرتس، آغاز فصل تازهای در سیاست آلمان به شمار میرود؛ فصلی که با چرخش به راست همراه است، اما در عین حال با نیاز به عقلانیت و تدبیر در سطحی بالا گره خورده است.
زندگینامه و تحصیلات

فریدریش مرتس در یازدهم نوامبر ۱۹۵۵ در شهر کوچک بریکهاوزن در ایالت زائرلند آلمان زاده شد. خانوادهاش از طبقهی متوسط، با پیشینهای در حقوق و خدمات عمومی بودند؛ پدربزرگش قاضی بود و خود مرتس نیز بعدها راه حقوق را در پیش گرفت. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در زادگاهش گذراند و سپس به دانشگاه بن رفت تا در رشتۀ حقوق تحصیل کند.
در دوران دانشجویی، علاقهمندی او به سیاست بهتدریج شکل گرفت. او عضو اتحادیه دانشجویی CDU شد و از همان ابتدا در مباحثات ایدئولوژیک و سیاستگذاری اقتصادی شرکت میکرد. پس از پایان تحصیلات، دورهی قضاوت را گذراند و مدتی بهعنوان قاضی در دادگاه منطقهای کار کرد. این تجربه به نگاه حقوقی و ساختارمند او در سیاست شکل داد.
مرتس پس از ترک دستگاه قضایی، وارد حوزهی مالی شد و با شرکتهای سرمایهگذاری همکاری کرد. این تجربه باعث شد تا با منطق بازار و پیچیدگیهای اقتصاد بینالملل آشنا شود. او بعدها با عضویت در هیئتمدیره شرکتهای بزرگی چون BlackRock، بهعنوان یکی از چهرههای با نفوذ در تلاقی سیاست و سرمایه شناخته شد.
مسیر سیاسی

منبع: بنیاد کنراد آدناور، KAS/ACDP 10-030:229 تحت مجوز CC-BY-SA 3.0 DE
مرتس فعالیت رسمی سیاسی خود را با ورود به پارلمان اروپا در سال ۱۹۸۹ آغاز کرد. چهار سال بعد، در سال ۱۹۹۴، به بوندستاگ راه یافت و بهسرعت پلههای قدرت را در درون حزب دموکراتمسیحی طی کرد. او در اواخر دهه ۱۹۹۰ به ریاست فراکسیون مشترک CDU/CSU در پارلمان رسید؛ سمتی مهم که جایگاه او را بهعنوان یکی از رهبران فکری جناح محافظهکار تثبیت کرد.
با قدرتگیری آنگلا مرکل، مرتس به حاشیه رانده شد و در سال ۲۰۰۹ بهطور کامل از سیاست کناره گرفت. اما خروج او نه بهمعنای خاموشی، بلکه فرصتی برای بازسازی برند شخصی و کسب تجربه در عرصۀ اقتصادی بود. او در این دوره بهطور گسترده در شرکتهای سرمایهگذاری بینالمللی فعالیت کرد و شبکهای قدرتمند از روابط اقتصادی و سیاسی ایجاد کرد.

(منبع تصویر: IMAGO/photothek)
بازگشت او به سیاست در اواخر دهۀ ۲۰۱۰، همراه با موجی از نارضایتی محافظهکاران از خط میانهروانۀ مرکل بود. مرتس در سه رقابت درونحزبی برای رهبری CDU شرکت کرد و در نهایت در سال ۲۰۲۲ به رهبری رسید. این پیروزی زمینهساز صعود او به مقام صدر اعظم در انتخابات بعدی شد و حزب را به مسیری تازه سوق داد.
گرایشهای فکری و سیاسی
مرتس نمایندۀ طیف راست اقتصادی و فرهنگی در حزب دموکراتمسیحی است. او از مدافعان سرسخت اقتصاد بازار آزاد، کاهش مالیاتها و کوچکسازی دولت است و در این زمینه، پیرو سنت فکری اوردو لیبرالهای آلمان بهشمار میرود. در مقابل، رویکرد او در قبال مهاجرت، نظم اجتماعی و هویت ملی محافظهکارانه و مبتنی بر اولویتدادن به ارزشهای بومی آلمان است.
در حوزۀ فرهنگی و اجتماعی، مرتس از مخالفان فرهنگ لغزش (cancel culture) و مدافع آزادی بیان در مقابل آنچه او «تحمیل تفکر لیبرال» مینامد، است. او بارها در سخنرانیهای خود نسبت به تضعیف ارزشهای سنتی هشدار داده و خواستار احیای حس تعلق ملی شده است. همین مواضع او را به چهرهای جذاب برای رأیدهندگان نگران از تغییرات فرهنگی بدل ساخته است.
همزمان، مرتس تلاش کرده است که فاصلهاش با جناحهای افراطی مانند AfD را حفظ کند. او از یکسو با ادبیات تند نسبت به مهاجرت و نظم اجتماعی سخن میگوید، اما از سوی دیگر از نزدیکی به راست افراطی اجتناب میکند و CDU را بهعنوان یک نیروی محافظهکار مشروع، متمایز از پوپولیسم معرفی مینماید.
نقش در تحولات اخیر
با رسیدن به صدارت، مرتس در برابر چالشهای متعددی قرار گرفته است؛ از جمله جنگ اوکراین، بحران انرژی، فشار تورم، و مهاجرت غیرقانونی. او با رویکردی مبتنی بر قاطعیت در سیاست خارجی، حمایت آلمان از اوکراین را ادامه داد، اما در سیاست داخلی، مسیر ریاضت مالی، کاهش حمایتهای اجتماعی و سختگیری در مهاجرت را در پیش گرفت.
در عرصهی اروپا، ممکن است مرتس تلاش کند تا رهبری سنتی آلمان را بازسازی کند. او با تأکید بر اتحاد غرب، از تقویت ناتو و همکاری با ایالات متحده دفاع کرده، اما همزمان از وابستگی بیش از حد به اقتصاد چین یا انرژی روسیه انتقاد کرده است. این مواضع، آلمان را به سمتی سوق داده که بیشتر به سوی استقلال راهبردی تمایل دارد.
در حوزۀ اجتماعی، دولت مرتس با محدود کردن مزایای اجتماعی مهاجران و اتخاذ سیاستهای سختگیرانه در پناهندگی، واکنشهای متضادی برانگیخته است. برخی از این اقدامات را بازگشت عقلانیت در سیاست داخلی میدانند، و برخی دیگر آن را واگذاری میدان به راستگرایی نگرانکننده تلقی میکنند. این دوگانگی، بخشی از پیچیدگیهای دورۀ او را شکل داده است.
منتقدان و طرفداران

مرتس از سوی بسیاری از کارآفرینان، مدیران شرکتها و محافظهکاران سنتی بهعنوان چهرهای قابل اعتماد برای بازسازی نظم اقتصادی و اداری کشور شناخته میشود. او توانسته است حمایت طبقه متوسط سنتی و برخی از رأیدهندگان نگران از افراطیگری را به سوی خود جلب کند. در عرصه رسانهای، روزنامههای محافظهکار از عملکرد او دفاع میکنند.
در مقابل، جناح چپ، سبزها، و بسیاری از کنشگران حقوق بشری، مرتس را به دلیل مواضع سختگیرانهاش در مهاجرت و کاهش حمایتهای اجتماعی مورد انتقاد قرار میدهند. برخی او را چهرهای نخبهگرا، غیرهمدل با اقشار ضعیف، و بازتاب سیاستمداران عصر پیشامرکل میدانند. این انتقادات، چالشی مهم در مسیر اجماعسازی برای او پدید آورده است.
با وجود این تضادها، او توانسته است حزب متشتت CDU را دوباره به نیرویی منسجم بدل کند. تواناییاش در ایجاد وحدت درونحزبی و بازتعریف چشمانداز راستگرایانه، موجب شده که حتی مخالفانش او را بهعنوان یک بازیگر باهوش و دارای درک راهبردی از سیاست مدرن آلمان بشناسند.
سخنان یا مواضع مشهور
یکی از جملات مشهور مرتس که بازتاب نگاه اقتصادی اوست، این است: «ما به دولتی نیاز داریم که فضا را باز کند، نه دولتی که در همه چیز دخالت کند.» این جمله، روح حاکم بر برنامههای اقتصادی او را بهروشنی نشان میدهد؛ یعنی تأکید بر آزادی فردی، کاهش بروکراسی و تقویت بازار آزاد.
در مورد مهاجرت نیز گفته است: «کمک به نیازمندان یک وظیفه انسانی است، اما ما نمیتوانیم دروازهها را بدون کنترل باز بگذاریم.» این جمله موضع او در برابر پناهجویان را توصیف میکند؛ موضعی که میان همدلی و واقعگرایی، مرز نازکی قائل است.
در یکی از مناظرههایش درون حزب گفته بود: «CDU نباید سایهی خودش را دنبال کند، ما باید در میدان رقابت با وضوح و جسارت ظاهر شویم.» این جمله، عزم او را برای بازسازی چهرهی حزب و نجات آن از وضعیت نیمهافول پس از مرکل بازتاب میدهد.
نماد بازگشت تفکر محافظهکارانه
فریدریش مرتس، چه موافق او باشیم یا نه، نماد بازگشت تفکر محافظهکارانه کلاسیک به مرکز قدرت در آلمان است. او با تلفیق تجربه سیاسی، دانش اقتصادی و مهارتهای راهبردی، توانسته است در میان تردیدها و فشارهای سیاسی، خود را بهعنوان صدر اعظم تثبیت کند و جهتگیری تازهای به سیاست آلمان ببخشد.
با این حال، دورۀ او با بحرانهای متعددی همراه است؛ از چالشهای امنیتی گرفته تا نارضایتیهای اجتماعی. موفقیت او وابسته به تواناییاش در برقراری تعادل میان عقلانیت سیاسی و مطالبات روزافزون جامعهای متنوع است. این توازن، کلید تداوم صدارت او در سالهای آینده خواهد بود.
اگر مرتس بتواند چهرهای واقعگرا اما همدل، مقتدر اما شنوا از خود ارائه کند، احتمال دارد آلمان را وارد دورانی تازه از ثبات سیاسی و تحرک اقتصادی سازد. در غیر این صورت، خطر بازگشت شکافهای اجتماعی و افول محبوبیت، در کمین صدر اعظم جدید خواهد بود.