برق چگونه از کارخانه امینالضرب به خیابانهای تهران رسید؟
بخشهای این نوشته

روشنشدن چند چراغ برقی در تهران با برقدارشدن تمام شهر یک رویداد نبود. کارخانه، سیمکشی، فروش روشنایی و خدمات عمومی هرکدام مسیر جداگانهای داشتند. کارخانه حاج محمدحسین امینالضرب یکی از حلقههای مهم این تغییر در اواخر قاجار بود. برای شناخت نقش آن باید هم از روایت قهرمانانه اختراع فاصله گرفت و هم به این پرسش پرداخت که چه کسانی، در کدام بخش شهر و تا چه ساعتی به برق دسترسی داشتند.
پیش از برق، شهر چگونه روشن میشد؟
ویلم فلور در پژوهش روشنایی ایران، روغنهای گیاهی، چربی حیوانی و شمع را از منابع اصلی روشنایی پیش از گسترش برق میشمارد. بعدها نفت چراغ در خانههای شهری اهمیت بیشتری یافت. روشنایی عمومی نیز تجربهای محدود داشت. کارخانه گاز تهران برای چراغهای بخشی از محدوده سلطنتی ساخته شد، اما هزینه و دشواری تامین سوخت، ادامه کار را مشکل ساخت.۱
در دهه ۱۲۷۰ هجری شمسی، شرکتی بلژیکی نیز لوله و کنتور گاز نصب کرد و تعهد روشنکردن چراغهای خیابان را داشت. این تجربه هم با هزینه زیاد و کیفیت نامناسب زغال روبهرو شد. به روایت فلور، امینالضرب بعدا محل کارخانه گاز قدیم را برای کارخانه برق خرید. بنابراین، «چراغگاز» و «چراغبرق» دو مرحله از تلاش برای روشنایی شهری را بازتاب میدهند، هرچند آمدن دستگاه تازه به معنای رفع فوری مشکلات نبود.۱
کدام امینالضرب؟
عنوان امینالضرب به پدر و پسر تعلق داشت و همین میتواند روایتها را مغشوش کند. آن عنایت در مدخل زندگینامهای ایرانیکا توضیح میدهد که حاج محمدحسین پس از درگذشت پدرش، حاج محمدحسن، عنوان و اداره تجارت خانوادگی را به ارث برد. کارخانه برق و کارخانه جدید آجرسازی، از طرحهایی بودند که پسر به داراییهای بنگاه افزود. او از بازرگانان فعال در مشروطه و نماینده مجلس اول نیز بود.۲
گاد گیلبار این سرمایهگذاری را در زمینه نقش بازرگانان بزرگ در صنعت و خدمات بررسی میکند. آنان تنها واسطه خرید و فروش نبودند و بخشی از سرمایه خود را به تولید و زیرساخت میبردند. او کارخانه امینالضرب را نمونهای میداند که برق آن به خیابانهای اصلی و دکانهای همان مسیرها رسید. این تصویر، نقش سرمایه تجارتی را در شکلگیری خدمات شهری برجسته میسازد.۳
چرا یک تاریخ قطعی نمیآوریم؟
منابع پژوهشی در تاریخ شروع فعالیت توافق کامل ندارند. زندگینامه امینالضرب در ایرانیکا آغاز تولید را حدود ۱۲۸۳ هجری شمسی میآورد. مدخل «برق» همان دانشنامه، حدود ۱۲۸۷ را ذکر میکند. گیلبار سالهای میلادی متناظر با حدود ۱۲۸۶ تا ۱۲۸۷ را ثبت کرده است. این نوشته اختلاف را پنهان نمیکند و برای افتتاح، روز و ماه قطعی نمیسازد.۲، ۳، ۴
ممکن است در بررسی تاریخ یک بنگاه، خرید تجهیزات، نصب و آغاز فروش عمومی از هم جدا باشند. اما بدون سند مشخص، نمیتوان اختلاف این منابع را حتما با چنین تفکیکی حلشده دانست. نتیجه قابل اتکا در اینجا، شکلگیری کارخانه و فروش محدود برق در دهه ۱۲۸۰ است. برای تعیین تاریخ دقیقتر باید اسناد قرارداد و بهرهبرداری جداگانه بررسی شوند.
برق را به شمار چراغ میفروختند
مدخل «برق» ایرانیکا، دستگاه امینالضرب را مولدی با ظرفیت ۳۰۰ کیلووات معرفی میکند که از آلمان خریداری شده بود و زغال مصرف میکرد. در این روایت، برق برای کارخانه آجرسازی و روشنایی ساختمانهای دولتی به کار میرفت. محل آن در خیابانی بود که امروز امیرکبیر نام دارد.۴
فروش برق بر پایه شمار چراغ انجام میشد و هزینه مصرف شب گذشته را روز بعد جمع میکردند. نوع مشتری، مدت استفاده و تعداد چراغها در تعرفه اثر داشت. بلدیه نسبت به مشتری خصوصی تخفیف داشت و با افزایش تعداد چراغهای متصل، نرخ کاهش مییافت. این جزئیات، شکل یک خدمت فروختنی با مشتریان معین را نشان میدهد. نباید آن را معادل دسترسی برابر تمام باشندگان پایتخت گرفت.۴
سندی از شهری که شب خاموش میشد
گزارش نظامی ال. اس. فورتسکیو درباره تهران، چاپ کلکته در سال میلادی متناظر با ۱۳۰۰ تا ۱۳۰۱ هجری شمسی، شاهد مهمی از محدودیت خدمات است. در برگ ۷۳رو نوشته شده که کارخانه متعلق به ایرانیان، از غروب تا ساعت یازده شب روشنایی میداد و سپس جریان قطع میشد. همان صفحه از نبود روشنایی عمومی فراگیر خیابانها و وجود چراغهای نفتی محدود بلدیه سخن میگوید. بخشی از روشنایی مسیرها نیز به دکانداران و نمایش کالاهای آنان وابسته بود.۵
این سند، گزارش یک ناظر نظامی خارجی است و آمار جامع مشترکان محسوب نمیشود. با این حال، فاصله میان وجود نیروگاه و روشنایی پیوسته شهر را نشان میدهد. خاموشی پس از ساعت معین، بخشی از شیوه عرضه بود. برای درک بافت شهر میتوان پژوهش سرشماریهای قاجاری تهران را نیز خواند. همچنین تاریخ تلگراف در ایران نشان میدهد که هر زیرساخت تازه، سازمان و دامنه خدمات ویژه خود را داشت.
افسانه را از سند جدا کنیم
محمود امیدسالار در مدخل «چراغ»، حکایت خرید ناگهانی کارخانه در روسیه را در شمار افسانههای شهری نقل میکند. در آن حکایت، امینالضرب دستگاهی را پس از گفتوگویی اتفاقی میخرد. چنین روایتی برای شناخت حافظه مردم جالب است، اما جای قرارداد خرید یا سند فنی را نمیگیرد. درباره ترس عمومی از برق نیز نمیتوان از چند حکایت به نظر تمام مردم رسید. تاریخ برق تهران با کنار هم گذاشتن پژوهش اقتصادی، شیوه تعرفهگیری و گزارش خدمات روشنتر میشود.۶
پانویسها و منابع
- ویلم ام. فلور، Lighting Equipment and Heating Fuel، دانشنامه ایرانیکا، ۲۰۰۵، بخش روشنایی گازی و برقی.
- آن عنایت، Amīn-al-Żarb, Ḥajj Moḥammad-Ḥosayn، ایرانیکا، جلد ۱، صص ۹۵۳ تا ۹۵۴، ۱۹۸۴.
- گاد جی. گیلبار، The Opening Up of Qajar Iran: Some Economic and Social Aspects، Bulletin of the School of Oriental and African Studies، جلد ۴۹، شماره ۱، ۱۹۸۶، صص ۷۶ تا ۸۹، بهویژه ص ۸۳.
- ویلم ام. فلور و برنار اورکاد، Barq i. In Iran، ایرانیکا، جلد ۳، صص ۸۱۴ تا ۸۱۸، بخش تهران.
- کاپیتان ال. اس. فورتسکیو، Military Report on Tehran and Adjacent Provinces of North-West Persia، کلکته، ۱۹۲۲، ص ۱۱۵، برگ ۷۳رو. کتابخانه بریتانیا، IOR/L/MIL/17/15/23، کتابخانه دیجیتال قطر.
- محمود امیدسالار، Čerāḡ، ایرانیکا، جلد ۵، صص ۲۶۰ تا ۲۶۲، ۱۹۹۱، بخش افسانههای شهری کارخانه برق.
تصویر شاخص: نمای تاریخی خیابان چراغبرق تهران، عکاس و تاریخ دقیق نامشخص. منبع: ویکیانبار، مالکیت عمومی با نشان PD-Iran. بازتولید وفادار از نسخه نمایشی فایل اصلی. این عکس، سند روز افتتاح نیروگاه نیست.


