گر عطارُد چشم بر دیوان «دارا» افگند…
وقتی برای نخستین بار «دیوان دارا» به دستم رسید، او و شعرش هر دو برای من کاملاً ناشناخته بود. شاعری که سه قرن پیش از امروز، دستکم خودش با خیالات خود به جنگ صائب، خاقانی، عرفی، اصفهانی و انوری رفته است. پیرمرد صوفیمشربی که در گوشهای از غوریان امروزی در روستای نه چندان مشهور «زنگی … ادامه خواندن گر عطارُد چشم بر دیوان «دارا» افگند…
برای جاسازی نوشته، این نشانی را در سایت وردپرسی خود قرار دهید.
برای جاسازی این نوشته، این کد را در سایت خود قرار دهید.